كارآفريني ذاتي نيست
از آنجايي كه منابع انساني از عوامل زيربنايي فرآيند توسعه مي باشد و هرگونه توفيق در فرآيند توسعه پايدار يك سازمان مشروط به توفيق در توسعه منابع انساني است، از اين رو اهميت و ضرورت توجه به نظام هاي مديريتي توسعه دهنده منابع انساني آشكار مي شود.سازمان ها به منظور بقا و پيشرفت، نيازمند تمركز اساسي روي منابع انساني اند. رشد و ارتقاي قابليت هاي نيروي انساني، عامل اصلي در ايجاد مزيت رقابتي و پويايي در فضاي رقابتي امروز است. يكي از توانايي هاي اساسي نيروي انساني كه شركت ها، رشد و پرورش آن را هدف گرفته اند، تفكر خلاق و توان ايده سازي و كارآفريني كاركنان در تمامي سطوح است. سازمان هاي امروز نمي توانند با تعداد اندكي افراد خلاق و كارآفرين يا اجراي چند طرح كارآفرينانه بر رقباي كوچك، چابك، منعطف، نوآور، فرصت گرا و كم هزينه فايق آيند. آنها بايد شرايطي را فراهم كنند تا همه كاركنان روحيه كارآفريني پيدا كرده و بتوانند به راحتي، مستمر و به طور فردي يا گروهي فعاليت هاي كارآفرينانه خود را به اجرا درآورند. كارآفرين (درون) سازماني، فردي است كه در محيط سازماني با تمركز بر روي نوآوري و خلاقيت، يك فكر يا روِيا را به اقدامي سودآور تبديل مي كند.
كارآفريني و ضرورت آن در سازمان
بعضي از دانشمندان، كارآفرين را مهم ترين عامل توسعه اقتصادي دانسته اند. كارآفرين يك مدير صاحب فكر و ابتكار است كه همراه با خلاقيت، ريسك پذيري، هوش، انديشه و وسعت ديد، فرصت هاي طلايي مي آفريند. او قادر است كه با نوآوري ها تحول ايجاد كند و يك شركت زيان ده را به سود دهي برساند. از اوايل دهه 1980 با اهميت يافتن كارآفريني و تأكيد شركت ها بر نوآوري براي بقا و رقابت با كارآفريناني كه بيش از پيش در صحنه بازار ظاهر مي شدند، موجب هدايت فعاليت هاي كارآفرينانه به درون شركت ها شدند. همراه با رسوخ فرآيندهاي اداري و ديوان سالاري در فرهنگ شركت ها، در دهه هاي 1960 و 1970، كارآفريني در سازمان هاي بزرگ به طور فزاينده اي مورد توجه مديران ارشد شركت ها قرار گرفت تا آنها نيز بتوانند به فرآيند اختراع، نوآوري و تجاري نمودن محصولات و خدمات جديد خود بپردازند. با آغاز دهه 1980 و پيشرفت ناگهاني صنايع در عرصه رقابت هاي جهاني اهميت تفكر و فرآيندهاي كارآفرينانه در شركت هاي بزرگ، بيش از گذشته مورد تأكيد قرار گرفت و محققان كانون توجه خود را به چگونگي القاي كارآفريني در ساختار اداري شركت هاي بزرگ معطوف نمودند.
براي حمايت و پشتيباني از كارآفريني هاي سازماني بايد به نكات زير توجه شود:
1– براي فرآيندهاي كارآفريني سازماني هدف ها روشن و مشخص باشند.
2– بين مديران و كارآفرينان يك سيستم مبادله اطلاعات وجود داشته باشد.
3– بر مسئوليت پذيري و حسابدهي افراد تأكيد شود.
4– براي تلاش هاي خلاق پاداش هاي مناسبي درنظر گرفته شود.
در گذشته افسانه اي رايج بود مبني بر اينكه كارآفرينان داراي ويژگي هاي ذاتي هستند و اين ويژگي ها همراه با آنان متولد مي شود. اين ويژگي ها شامل: ابتكار، روحيه تهاجمي، تحرك، تمايل به استفاده از ريسك، توان تحليلي و مهارت در روابط انساني است. بنابراين مفروضه اساسي، افسانه اين بود كه كارآفرينان از طريق آموزش، پرورش نمي يابند. اما امروزه كارآفريني به عنوان يك رشته علمي همانند تمامي رشته هاي ديگر، داراي مدل ها، فرآيندها و قضايايي است كه بايد دانش مربوط به آنها كسب شود.
با توجه به تحولات گسترده اي كه جهان طي 30 سال اخير شاهد آن بوده و عدم قطعيت و ناپايداري بيشتري كه از پيامدهاي اين تحولات محسوب مي گردد، مخاطره پذيري، فرصت جويي و رشد به عنوان الزامات اصلي افراد، سازمان ها و جوامع براي موفقيت در دوران كنوني اهميت يافته اند.
به طور كلي در آموزش كارآفريني اهداف متعددي موردنظر است كه برخي از اين اهداف عبارتند از:
– كسب دانش مربوط به كارآفريني
– كسب مهارت در استفاده از فنون تحليل فرصت هاي اقتصادي و تركيب برنامه هاي عملياتي
– شناسايي و تحريك استعدادها و مهارت هاي كارآفرينانه
– القاي مخاطره پذيري با استفاده از فنون تحليلي – ايجاد همدلي و حمايت براي جنبه هاي منحصر به فرد كارآفريني
– تجديد نگرش ها در جهت پذيرش تغيير
همان طور كه تولد و مرگ شركت ها به بينش و بصيرت و توانايي هاي مؤسسان (كارآفرينان مستقل) بستگي دارد، رشد شركت ها نيز به عواملي همچون محيطي كه سازمان ها در آن قرار دارند و همچنين توانايي و خلاقيت نيروي انساني آنها وابسته است. اگر برنامه ريزان و تصميم گيرندگان شركت، كارآفرين باشند و فرصت هاي اقتصادي را بهتر درك نمايند، در اين صورت مي توانند از منابع موجود استفاده بيشتري براي نوآوري نموده و نتيجتاً سريع تر رشد كنند. بنابراين بايد ويژگي هاي كارآفريني را در تصميم گيرندگان شركت ها پرورش داد، اين فرآيند، توسعه كارآفريني درون سازماني ناميده مي شود، طي اين فرآيند استعدادهاي خلاق افراد در سازمان به صورت بهتري در جهت نوآوري به كار گرفته مي شوند و درنهايت محيطي كارآفرينانه در سازمان حاكم مي گردد.
شيوه مديريتي و سبك رهبري اتخاذ شده مي تواند در هر چه بارور كردن افكار و انديشه هاي نو و خلاقانه كاركنان و به طور كلي ايجاد و تقويت فضاي كارآفرينانه و تزريق روحيه پيشگامي نقش بسزايي ايفا كرده يا موجب نابودي يا كمرنگ شدن اين روحيه گردد. بديهي است هرچه كاركنان در سازمان، در انجام شغل و وظيفه سازماني خود منعطف تر بوده و آزادي عمل بيشتري داشته باشند، چنان كه جسارت انديشه و عمل نمودن (كمي برخلاف استانداردهاي معمول و مكتوب) را پيدا نمايند تا واجد ذهني خلاق و روحيه اي فرصت گرا گردند و از طرفي اگر چنانچه اين ريسك پذيري و مخاطره پذيري آنان درصورت شكست، ازسوي مسئولان سازمان به عنوان تجربه و درسي براي مسير آتي تلقي شود، ما با سازماني كارآفرين مواجه خواهيم بود.
همكاري گروهي، از مؤلفه هاي بنيادين استقرار يك سازمان كارآفرين است. در سازمان هاي كارآفرين، كار گروهي مقدس ترين جنبه مديريت شناخته مي شود و بالاترين توهين به افراد اين است كه به كسي بگويند تو كار گروهي بلد نيستي فعاليت هاي دسته جمعي نقاط ضعف موجود در جريان كار را آشكارتر مي سازد و نسبت به برطرف كردن آنها از مشورت و كمك ساير همكاران مي توان بهره جست .
شماري از دانشمندان مديريت، بر اهميت منابع انساني در جامعه و اقتصاد فراصنعتي متكي بر دانش و اطلاعات تأكيد ويژه نهاده اند. آگاهي از نقش راهبردي منابع انساني بر نوشته هاي مديريت در جوامع و سازمان هايي كه به دوران فراصنعتي گام نهاده اند، نفوذ كرده است. بر اين پايه مديريت امور كاركنان از وضع سنتي خود كه به نام كارگزيني خوانده مي شد به حالتي راهبردي دگرگونه شده و به نام نظام مديريت منابع انساني درآمده است. برپايه چنين ديدگاه تازه اي است كه فلسفه مديريت شركت ماتسوشيتا در زمينه پرورش منابع انساني درخششي تازه مي يابد: انسان سازي بر فرآورده ها پيشي دارد، كارهاي جاري روزانه شركت برپايه خرد گروهي همه كاركنان هدايت مي شود، شركت يك مركز يادگيري براي همه عمر است كه از راه آن كاركنان مي توانند به شكوفا شدن هستي انساني خود دست يابند. مشاركت در مفهوم ياري دادن به پديد آوردن و پشتيباني كردن از چيزي مي تواند در دوسويي از هم جدا ،ولي به هم پيوسته روان گردد. يكي در كارگرداني كارها و ديگري در پديد آوردن و مالكيت فرآورده ها.
آشكار است كه با بالا رفتن تراز آگاهي و آموزش و پرورش افراد درخواست آنان براي مشاركت فزوني مي گيرد. در چنين وضعي تنها از راه بسيج همه توانايي ها مي توان به برتر كردن كيفيت زندگي كاري در سازمان ها و بالا بردن خشنود زيستن در جامعه ياري مؤثر داد. درخواست براي مشاركت در حقيقت تلاش شورانگيزي براي پذيرش مسئوليت به شمار مي آيد. هرگاه در سازماني يا در جامعه اي مردم دل به سوي پذيرش مسئوليت داشتند آنگاه مي توان اميد داشت كه انگيزه هاي فرامرتبه به كار افتاده و راه براي كاميابي هاي بزرگ انسان هموار گرديده است.
ازجمله مهم ترين روش هاي توسعه كارآفريني در سازمان ها، تكنيك هاي مختلف مديريت مشاركتي مانند سيستم پيشنهادات و دواير كنترل كيفيت و... مي باشد. موفقيت نظام هاي مشاركت، در گرو تدابير يا پيش نيازهايي است كه قبل از اجرا و پياده سازي آن و در كنار اجراي خود سيستم بايد به آن توجه شود. واقعيت اين است كه تشويق و ترغيب كاركنان به مشاركت فعال در محيط كار، هرگز يك ابزار ساده و سريع براي ارتقاي بهره وري و توسعه مهارت هاي كارآفريني كاركنان نبوده است. اگر مديران يك مؤسسه براي بهبود يك مؤسسه به بهبود سريع و كوتاه مدت فكر مي كنند، بايد جوياي روش ها باشند نه نظام هاي مختلف مشاركت كاركنان.
وظيفه مديران به عنوان تسهيل كنندگان امور آن است كه در فرآيند شكوفاسازي قابليت ها و خلاقيت هاي منابع انساني به عنوان يكي از منابع اصلي موجود در هر سازمان نقش خود را به خوبي ايفا نموده و از اتلاف و هرز رفتن آن جلوگيري كنند.
با توجه به اينكه مشاركت يك فرآيند است، مديريت مشاركت جو كليه كاركنان را در اداره امور سهيم مي كند و از نيرو و استعدادهاي بالقوه آنان در جهت تحقق اهداف سازمان بهره مي گيرد. ازاين رو هرگاه تمام عوامل انساني به بروز همه استعدادهاي خود تشويق شوند، خلاقيت و پويايي و درنتيجه مشاركت فعال آنان در اداره امور سازمان افزايش مي يابد و به دنبال اين تحولات، سازمان نيز متحول شده و در رويارويي با تغييرات و نيازهاي محيطي موفق خواهد شد. مديريت مشاركتي يكي از كاركردهاي نسبتاً جديد است كه دست اندركاران آن مي كوشند با تكيه بر اهميت سرمايه انساني، راهكارهايي را براي حضور مؤثر و فعال تمام كاركنان در سازمان بيابند. نظام پيشنهادات ، يكي از مفيدترين راهكارهاي مديريت مشاركتي است كه براساس آن كليه كاركنان از عالي ترين تا پايين ترين رده سازماني، به ارائه پيشنهادها، نظريات و ابتكارهاي خود براي برطرف كردن مشكلات و نارسايي هاي موجود در روند فعاليت هاي سازمان مي پردازند.
سازمان هاي كارآفرين براي سازگاري با محيط نيازمند تغيير، انعطاف و نوآوري هستند كه بالطبع باثبات و كنترل از طريق مقررات و دستورالعمل هاي رسمي مغاير است و اصولاً با القاي حس غرور و مالكيت به كاركنان و ايجاد واحدهاي خودگردان و مستقل سعي مي كنند جو و بستر مساعدتري براي نوآوري و ريسك پذيري افراد به وجود آورند. بنابراين نظام مشاركت جويانه مناسب ترين فضا براي توسعه خلاقيت، نوآوري و كارآفريني در سازمان ها مي باشد. چنانچه مشاركت را زمينه ساز توسعه پايدار بدانيم، كارآفريني، نظريات و الگوهاي آن براي فراهم نمودن عوامل و انگيزه هاي مشاركت مي تواند مهم و اساسي به شمار آيد.براي اينكه افراد در سازمان به تفكر خلاق بپردازند بايد محيطي ايجاد شود كه در آن امكان بروز نظريات و انديشه ها داده شود، يكي از شيوه هاي بسيار مهم و پرجاذبه پرورش شخصيت انسان ها و همين طور كارآفريني و حتي رشد اجتماعي، مشورت است و بدون ترديد افرادي كه اهل مشورت هستند، از عقل و فكر بيشتري برخوردار هستند و آنان كه اهل آن نيستند از اين امتيازات بهره اي ندارند. يك بررسي دقيق و رسمي كه در سطح 453 شركت تراز اول ژاپن در سال 1980 صورت گرفته است نشان مي دهد كه 5/23 ميليون پيشنهاد از كاركنان اين كارخانه ها دريافت شده كه حدود دوسوم آنها قابل اجرا، مفيد و سازنده بوده است. اين درنتيجه همان نظام مديريت مشاركت بوده است.
توسعه فرهنگ مشاركت جويانه اجازه مي دهد كارآفريني به رغم وجود همه محدوديت ها در سازمان رشد كند. صاحبنظران معتقدند فرهنگ مشاركت جويانه نتايج مثبتي را براي كارآفرينان سازماني درپي دارد كه برخي از آنها عبارت اند از:
– به كارآفرينان سازماني اجازه داده مي شود كه در زمينه هاي دلخواه خويش فعاليت كنند.
– به آنها اجازه داده مي شود كه در كل مدت يك پروژه (از ابتدا تا انتها) حضور داشته باشند، زيرا وجود آنها استمرار و انگيزشي به كل مجموعه پروژه مي دهد.
– وجود منابع مازاد بر فعاليت هاي عادي سازمان جهت انجام فعاليت هاي كارآفرينانه.
– فرهنگ تحمل شكست، خطر و اشتباه. بسياري از فعاليت هاي كارآفرينانه ممكن است شكست بخورند و بسياري از آنها تنها به طور جزئي موفقيت آميز خواهند بود. سازمان بايد بداند كه اينها، امري طبيعي است و در هر سازماني ممكن است اتفاق بيفتد.
– همكاري ها و تعاملات همه جانبه بين واحدهاي سازماني. شركت بايد به عنوان خانواده اي از تيم ها ديده شود كه هدف مشتركي دارند.
استفاده از تيم هايي كه افراد از تخصص ها و واحدهاي گوناگون در آن حضور دارند و سود بردن از مهارت ها و ديدگاه هاي مختلف اعضاي تيم.
بنابراين كارآفريني سازماني رابطه نزديكي با مديريت مشاركتي دارد. مديريت مشاركتي با توسعه بسترهاي لازم براي رشد منابع انساني باعث پرورش كارآفرينان در سازمان مي گردد كه آنها نيز با استفاده از كانال هاي مختلف و به ويژه از كانال نظام پيشنهادات به خلق محصولات، خدمات، فرآيندها و روش هاي جديد انجام امور مي پردازند. هسته اصلي كارآفريني نوآوري است و نوآوري در سازمان ها لزوماً يك فرآيند پايين به بالا است. كارآفريني سازماني تنها وقتي به وقوع مي پيوندد كه سطوح پايين تر سازمان نوآوري داشته باشند. اما تنها وقتي كه به كاركنان اختيار لازم داده مي شود و آنها تشويق مي شوند، كارآفريني سازماني امكان بقا خواهد يافت. بنابراين تعهد به كارآفريني سازماني يك فرآيند بالا به پايين است. تشويق به كارآفريني مي تواند از هرجا (چه درون و چه بيرون سازمان) باشد، اما دادن اختيار لازم به سطوح پايين تر تنها از مديريت عالي سازمان صادر مي شود. تعهد مديريت عالي سازمان به اين معنا است كه مديرعامل به مزاياي كارآفريني سازماني اعتقاد كامل دارد. (هرچند در كشور ما اكثر مديران عامل اين گونه نيستند و در بسياري از موارد تبديل به مهم ترين دشمن كارآفريني سازماني مي شوند.)
با توجه به اينكه تكنيك نظام پيشنهادات عمدتاً يك فرآيند پايين به بالاست، در تسهيل روند كارآفريني سازماني از مهم ترين ابزارها به شمار مي آيد.
نخستين گام جهت شناخت و تبيين درست هر مفهوم يا پديده، ارائه تعريف روشني از آن است. كارآفريني مانند ساير واژههاي مطرح در علوم انساني هنگامي قابل تحليل و تبيين است كه بتوان تعاريف روشن و مشخصي از آن ارائه كرد. در مورد كارآفريني تعريف واحدي وجود ندارد و از ابتداي طرح آن در محافل علمي، تعاريف متفاوتي از ديدگاههاي گوناگون براي آن بيان گرديده است. اكنون در عرصه جهاني افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرينان منشاء تحولات بزرگي در زمينههاي توليدي و خدماتي شدهاند كه از آنها به عنوان قهرمانان ملي ياد ميشود. طي سالهاي 1960 – 1980 در هندوستان، تنها 500 مؤسسه كارآفريني شروع به كار كردهاند، و حتي شركتهاي بزرگ جهاني براي حل مشكلات خود به كارآفرينان روي آوردهاند. در واقع چرخهاي توسعه اقتصادي همواره با توسعه كارآفريني به حركت در ميآيند. در ايالات متحده هر سال بيش از يك ميليون فعاليت تجاري جديد شروع به كار ميكند. اين در حالي است كه در ايران حتي يك مؤسسه كارآفريني در دهههاي اخير نداشتهايم. از سوي ديگر تغيير فراگير روشها و نگرشها طي دو دهه اخير، توجه بسياري را به آموزش و پرورش و نيز جذب و به كارگيري مديران كارآفرين سوق داده است. بنابراين از ابتداي دهه 60 توجه بيشتري به كارآفرينان مبذول شد. توجه به كارآفريني و ايجاد و توسعه آن عليرغم وجود بعضي انگيزههاي مشخص گام مثبتي در جهت ايجاد فضاي مناسب جهت توسعه، افزايش منابع ملي، كاهش نرخ بيكاري، تعادل ساختاري و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.
2- كارآفرين
واژه كارآفرين از كلمهEntrepreneur (به معناي متعهد شدن) مشتق شده كه در اصل از زبان فرانسه به ديگر زبانها راه يافته است. انگليسيها سه اصطلاح با نامهاي ماجراجو، متعهد و كارفرما را در مورد كارآفرين به كار ميبردند. از نظر آنها، كارآفرين كسي است كه متعهد ميشود مخاطرههاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل كند.
در واقع كارآفرين كسي است كه نوآوري خاص داشته باشد. اين نوآوري ميتواند در ارائه يك محصول جديد، ارائه يك خدمت جديد، در طراحي يك فرآيند نوين و يا نوآوري در رضايت مشتري و... باشد.
كارآفرينان در واقع به تغيير به عنوان مقوله تعيين كننده مينگرند، آنها ارزشها را تغيير ميدهند و ماهيت آنها را دچار تحول ميكنند. آنان براي تحقق اين ايده، قدرت ريسكپذيري خود را به كار ميگيرند. به درستي تصميمگيري ميكنند و از اين رو هر كس به درستي اتخاذ تصميم نمايد به نوعي كارآفرين تلقي ميشود.
از نظر «شوميتر» كارآفرين نيروي محركه و موتور توسعه اقتصادي است. وي مشخصه كارآفرين را نوآوري ميداند. همچنين «جفري تيمونز» معتقد است كه كارآفرين فردي است كه باعث خلق بينشي ارزشمند از هيچ ميشود.
3- كارآفريني
فرآيندي كه بتواند با استفاده از خلاقيت، چيز نويي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و به كارگيري همراهان بوجود آورد كارآفريني گويند. كارآفريني فقط فردي نيست. سازماني هم ميتواند باشد حتي شركتهاي بزرگ اعم از دولتي و خصوصي هم ميتوانند به كارآفريني دست زنند. امروزه حتي صحبت از دولت كارآفرين به ميان آمده است.
به عقيده «ارتوركول» كارآفريني عبارت است از فعاليت هدفمند كه شامل يك سري تصميمات منسجم فرد يا گروهي از افراد براي ايجاد، توسعه يا حفظ واحد اقتصادي است. «روبرت نشتات» كارآفريني را قبول مخاطره، تعقيب فرصتها، ارضاي نيازها از طريق نوآوري و تأسيس يك كسب و كار ميداند. از نظر «پيتر دراكر» كارآفريني يك رفتار ميباشد و در واقع بكاربردن مفاهيم و تكنيكهاي مديريتي، استانداردسازي محصول، بنا نهادن كار بر پايه آموزش ميباشد.
4- عوامل كليدي كارآفريني
شش عامل كليدي در مورد كارآفريني وجود دارد كه عبارتند از:
§شناخت هدف
§داشتن افق
§بكارگيري خلاقيتهاي ذهني
§جامعهگرا و جامعهپذير بودن
§شهامت، ابتكار، اميدوار و ريسكپذير بودن
§واقعبينانه برخورد كردن با تفاوت بين خلاقيتها و فرصتها
5- ويژگيهاي كارآفرينان
تا به حال ويژگي زيادي در خصوص كارآفرينان بيان شده است. همه كارآفرينان در صفات فردي يكسان نيستند اما ويژگيهاي عمومي در آنها وجود دارد كه عبارتند از:
§خلاقيت و نوآوري
§هدفگرايي
§ريسكپذيري
§فرصتگرايي و فرصتشناسي
§آيندهنگري و دورانديشي
§انعطافپذيري
§اهل كار و عمل
§اعتماد به نفس و خودباوري
§واقعبيني
6- مزايا و منافع كارآفريني
§كارآفريني عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذاري است.
§كارآفريني عامل تحريك و تشويق حس رقابت است.
§كارآفريني عامل تغيير و نوآوري است.
§كارآفريني باعث ايجاد اشتغال ميشود.
§كارآفريني كيفيت زندگي را بهبود ميبخشد.
§كارآفريني موجب توزيع مناسب درآمد ميشود.
بنابر منافع مذكور، امروزه در تمام سرمايهگذاريهاي دنيا سعي بر اين است كه مغزهاي متفكر صنعتي را شناسايي و جذب كنند به دليل اينكه دنياي امروز، جهان علم و تكنولوژي است و ارزش اصلي توليد در مغز انسانها نهفته است.
7- نقش كارآفريني در اشتغال
زماني كه كارآفرينان يك شغل جديد را شروع ميكنند بالطبع حداقل به يك يا چند نيروي استخدامي نياز دارند تا كارهاي خود را سامان بخشند. كارآفرينان به علت قابليت اشتغالزايي كه دارند، به كاهش نرخ بيكاري كه از اهداف كلان اقتصادي، اجتماعي، دولتها است كمك ميكنند. بنابراين، كارآفريني ميتواند زمينهساز اشتغال نيروي كار باشد و نوآوري كه در يك فعاليت اقتصادي توسط خود فرد ايجاد ميشود منجر به ايجاد اشتغال در جامعه ميشود. بر اساس آخرين نظرسنجي كه تحت عنوان فرهنگ كار و نگاه ايرانيان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعيت ايران خواهان شغلهاي ثابت اداري و يا در چارچوب شغلهاي وظيفهگرايي هستند. اين در حالي است كه در سال2000 بيش از62 درصد از جمعيت دنيا اظهار داشتند كه ميخواهند داراي شغل مستقل (فعاليت خوداشتغالي) باشند، 34 درصد از كل جمعيت بالا آماده پذيرش ريسك به منظور دستيابي به رضايت شغلي متكي بر فعاليتهاي فردي تأكيد داشتند. امروزه روحيه كارآفريني به شدت در ميان جمعيت جوان ايران در حال گسترش است. از طرفي با توجه به شرايط اقتصادي، اجتماعي كشور در حال حاضر، توجه به كارآفريني بيش از پيش حائز اهميت شده است. با عنايت به اعمال سياست كاهش تصديگري دولت و همچنين محدوديتهاي سرمايهگذاري در بخش خصوصي، سوقدهي جوانان و زنان جوياي كار به سمت مشاغل كارآفريني و خوداشتغالي ضرورت مييابد. مملكتي كه يكي از آغاز كنندگان تمدن بشري بوده احتياج به جواناني دارد كه كانونهاي توليد و اشتغال را در جامعه تشكيل دهند.
8- آموزش كارآفريني
پژوهشها نشان ميدهد كه مهمترين عامل مؤثر در حركت كارآفريني از قوه به فعل، بروز روحيه كارآفريني در افراد از طريق آموزش ميباشد. سازمان بينالمللي كار (ILO) به منظور ارتقاء كارآفريني مديران صنايع كوچك، برنامههاي آموزشي و مشاورهاي با عنوان SIYB در كشورهاي مختلف بوجود آورده است. اين برنامهها كه عملكرد مؤسسات كوچك اقتصادي را بهبود ميبخشد برحسب توانايي مديران صنايع كوچك و نوع فعاليت طراحي شدهاند. قابل توجه است كه با طي دوره SIYB، 90 درصد شركتكنندگان با اصول اوليه كسب و كار آشنا شدهاند و 50 درصد از كارآفرينان مهارتهاي خاص مديريتي را فرا گرفتهاند. در حال حاضر ILO در 70 كشور دنيا برنامه SIYB را كه هدف آن رشد كارآفريني در صنايع كوچك است به اجرا آورده است.
9- كارآفريني در ايران
طي يك دهه از اجراي برنامه SIYB توسط ILO در كشورهاي مختلف جهان، بيش از صد هزار كارآفرين تحت آموزش قرار گرفتهاند. با استفاده از الگوي SIYB و تجارب ارزندهاي كه از اجراي آن بدست آمده و با توجه به شرايط اقتصاد ايران، چارچوبي براي تشكيل دورههاي آموزشي كارآفريني در ايران در قالب طرح «ستاد آموزش كارآْفريني ايران» (SAKA) طراحي و ارائه شده است. همچنين مؤسسه كار و تأمين اجتماعي با استفاده از منابع بينالمللي كار (ILO)، طرح آموزش كارآفريني را در سال 1367 ارائه نمود و همزمان با تدوين نظام جديد آموزشي، در سال 1368 «كارآفريني» را به عنوان يكي از دروس رشته كار و دانش پيشنهاد كرد. در طرح آموزش كارآفريني تأكيد شده است كه «آموزش براي ايجاد اشتغال با مزد» ديگر تنها راه حل مقابله با مشكل فزاينده بيكاري نبوده و قلمرو آموزش از فرهنگ «براي ديگران كار كردن» فراتر رفته است.
وزارت كار و امور اجتماعي نيز در راستاي وظايف و اهداف خود، به كارآفريني به عنوان يك راهكار مؤثر در ايجاد اشتغال نگريسته و در اين زمينه اقداماتي به عمل آورده است. از جمله اهم اين اقدامات ميتوان به برگزاري جشنواره اشتغال و كارآفريني در مهر ماه سال 1383 اشاره كرد. اين جشنواره كه در تاريخ 14 و 15 مهر ماه سال 1383 در مجموعه فرهنگي ورزشي وزارت متبوع با همكاري سازمان همياري اشتغال فارغالتحصيلان برگزار شد، اهداف زير را دنبال ميكرد:
§شناسايي و معرفي طرحها و تلاشگران برگزيده در حوزه اشتغال و كارآفريني
§ترويج و اشاعه فرهنگ كارآفريني به منظور ايجاد اشتغال بيشتر
§فراهم ساختن زمينه مناسب براي رقابت سازنده در اين عرصه.
اين جشنواره داراي برنامههاي آموزشي و ترويجي نيز بود از جمله سه كارگاه آموزشي در زمينههاي:
§روش جذب و تأمين سرمايه براي راهاندازي كسب و كار
§روش تهيه طرح كسب و كار
§مديريت توسعه بنگاههاي اقتصادي كوچك و متوسط (SMEs)
همچنين جلسات و نشستهاي تخصصي در زمينههاي اخلاق و فرهنگ كار، مشاوره شغلي، حقوق و قوانين كار و ... نيز برگزار شد.
10- تجارب چند كشور جهان
اولين كشوري كه ترويج فرهنگ كارآفريني را از سطح دبيرستان شروع كرد ژاپن بود. اولين مؤسسه در توكيو در سال 1956 ميلادي آغاز به كار كرد. در سال 1958 سازمان آموزش و پرورش ژاپن طرحي را براي اشاعه فرهنگ كارآفريني تحت عنوان سربازان فداكار اقتصادي ژاپن، پياده و اجرا كرد. براساس اين طرح از افراد از سطح دبيرستانها به مسئله كارآفريني پرداخته و آموزش ديدند كه در حين تحصيل چگونه كار كنند و به دنبال كسب سود باشند و چگونه كشورشان را از وابستگي صنعتي رهايي دهند. به تدريج مسئله كارآفريني در ژاپن به سطح دانشگاهها هم كشيده شد. اكنون در ژاپن بيش از 250 مؤسسه بزرگ كارآفريني وجود دارد.
بين سالهاي 1970 تا 1992 ميلادي بيش از 96 درصد نوآوري صنعتي كه توانست موقعيت ژاپن را در اقتصاد جهاني به يك موقعيت برتر تبديل كند توسط كارآفرينان صورت گرفت. البته ناگفته نماند حمايتهاي دولت هم در اين زمينه نقش مهمي داشته است.
در انگلستان، دولت به دانشگاهها جهت آموزش و كارآفريني يارانههايي ميپردازد. در هلند، براي پرسنل SMEها آموزشهاي حرفهاي گذاشته شد به طوري كه در سال 1998، 32 درصد از SMEها درگير آموزش حرفهاي بودهاند. همچنين در ايتاليا، 855 دوره كسب و كار براي 10000 نفر شركت كننده در بيش از 20 دانشگاه ارائه شده است.
11- راهكارهاي ترويج كارآفريني
با ضرورت روزافزون نياز به افراد كارآفرين در جامعه ما به ويژه بعد از انقلاب و دوران سازندگي كه با رشد صنعت مواجه هستيم بايد تمامي ارگانها با همكاري هم در اين زمينه قدم بردارند و هر كدام نقشي را بر عهده گيرند و نقش دولت در اين ميان از همه مهمتر است. از جمله:
§تنظيم و تدوين سياستهاي بلند مدت و ميان مدت در خصوص حمايت از فعاليتهاي كارآفريني و كارآْفرينان نوپا.
§ترويج فرهنگ كارآفريني و معرفي كارآفرينان نمونه از طريق مطبوعات و قدرداني از آنها.
§ساختن فيلم و سريال در مورد زندگي كارآفرينان نمونه و تشويق مردم به سوي كارآفريني توسط صدا و سيما.
§وارد كردن مضامين كارآفريني در كتابهاي درسي ميتواند بذر ايجاد انگيزه كارآفريني را در كودكان بارور كند.
§تبيين شرايط محيطي لازم براي پرورش و رشد استعدادهاي كارآفريني.
§برگزاري سمينار، نشر مقاله و ارائه سخنراني به منظور تغيير دانش و معرفت مديران و سياستگذاران و كارگزاران مؤسسات.
§گسترش فرهنگ كارآفريني در بخش دولتي و تعاوني.
§تدوين دورههاي آموزشي بلند مدت در چارچوب دورههاي تحصيلي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا در دانشگاهها، ايجاد مراكز آموزشي مستقل و مراكز آموزشي مديريت در سطح دبيرستانها و مدارس راهنمايي و ابتدايي.
§حمايتهاي دولتي و خصوصي جهت فعاليت بيشتر و مطلوبتر كارآفرينان.
§ايجاد و گسترش صنايع كوچك به منظور بهرهبرداري از ظرفيتهاي خالي اقتصاد كشور.
§اصلاح سياستها و قوانين دست و پاگير دولتي.
§برگزاري جلساتي با حضور كارآفرينان و بيان مشكلات موجود بر سر راه آنان و ارائه شيوههاي مقابله با آن مشكلات.
§معرفي يك روز به عنوان روز كارآفرين تا به عمل آنها ارزش و اعتبار بخشيم. در خاتمه اميد آن ميرود كه فضاي كشور به گونهاي فراهم شود كه كارآفرينان بتوانند رشد نمايند و اين امر مستلزم همكاري نزديك محافل علمي و مؤسسات اجرايي براي شناسايي و پرورش و توسعه استعدادهاي افراد است تا بتوانيم هر چه بهتر و بيشتر از اين ذخاير گرانبها به نحو احسن استفاده نماييم.
مراجع
ماهنامه تدبير، شماره 77، آبان 1376، كارآفريني، استراتژي مناسب براي بهرهوري، از: دكتر محمود احمدپور، صفحات 31-30
ماهنامه تدبير، شماره 90، بهمن 1377، ميزگرد توسعه كارآفريني، تنگناها و راهكارها، دكتر محمود احمدپور، دكتر كامبيز طالبي، صفحات 114، 21، 19، 17، 14، 13، 12، 11، 10
نشريه كارآفرين، شماره 8، مرداد 1380، كارآفريني، از: مصطفي پرخوان رازليقي، صفحات 27، 26، 25، 24
نشريه كارآفرين، شماره 9، مهر و آبان 1380، خلاقيت و كارآفريني صفحه 58
خود اشتغالي، صديقه علاءفر، 1379، آموزش كارآفريني، كارآفريني در ايران، صفحات 85، 84، 82، 81
سلسله نشستهاي اشتغال و معرفي كارآفرينان نمونه
بررسي تجارب كشورها در زمينه توسعه و ترويج كارآفريني، مهندس ناهيد شيخان، مهندس حجتاله رضازاده، 1382، صفحات 8- 1
توسعه كارآفريني، استاد دكتر محمود احمدپور، آبان ماه 1382، صفحات 35، 23، 19، 11، 10
كارآفريني، منافع اجتماعي حاصل از آن، محدوديتها و سياستها، الهه راستگو، مرداد 1380، صفحات 5، 4، 3
سمينار آشنايي با كارآفريني در سازمان پيشرو، تأليف: دكتر كامبيز طالبي، تير ماه 1381 (شماره صفحه ذكر نشده است.)
مجموعه مقالات كارآفريني و فناوريهاي پيشرفته، به كوشش مهندس حميد هاشمي، 1382، شامل:
خود كارآفريني، راهبرد اشتغال براي ورود به قرن 21، سعيد فتحي، صفحه 119
تحليل سيستمي از گزينههاي تأثيرگذار بر پديده كارآفريني، شمسالسادات زاهدي، صفحات 125، 124
نقش نظام آموزشي- پژوهشي در توسعه كارآفريني- كرامتاله اكبري صفحات 179، 178،177، 176، 175، 174، 171
كارآفريني و نقش آن در اقتصاد ملي- ندا فرحبخش- صفحات 182، 181
آموزش كارآفريني در ايران، بهزاد لامعي، صفحات 135، 134، 133
کارآفرین:
کارآفرین کسی است که بتواند توانایی های خویش را ببیند و آنها را به کار گیرد و ارزیابی کند و منابع را جمع آوری کند و برای رسیدن به هدف، عملیاتی را به موفقیت پی ریزی کند.
کارآفرین باید فرد عمل باشد و با انگیزه قوی برای بدست آوردن ورسیدن به هدف خویش ریسک کند. کارآفرین باید اعتماد به نفس، نیاز به کامیابی، منفعت شناسی، توانایی ریسک، مدیریت خوب، ابتکار، انعطاف پذیر و آینده نگر باشد.
برای چه این شغل را در نظر گرفتید؟
دلایل بسیاری باعث شد تا ما در این شغل و حرفه قدم برداشته و به فعالیت بپردازیم که ذیلاً به مواردی اشاره میشود.
یکی از این دلایل علاقه داشتن به تفریح و کار در امر ساخت وتولید وسائلی راحت برای مسافرت بوده که ما را برآن داشت، تا در تولید چادر مسافرتی نقشی داشته باشیم.
دوم اینکه چندین و چند سال اندکی که از قدمت این نوع چادر می گذرد را در تجربه داشته و اطلاعات جامعی در این مورد داریم.
سوم علاقه به تجارت و بدست آوردن پولی برای معیشت زندگانی بوده است، چون در این کار پول خوبی بوده وبا اینکه روز به روز رو به اشباع شدن میرود، ولی جا برای عملیاتهای دیگر در دوزندگی همچون تولید کیسه خواب، کوله پشتی، میز وصندلی های تاشوو... وجود دارد.
در این شغل جای ریسک بسیار است و رقبا روز به روز بیشتر میشوند و برای دردست کرفتن بازار باید با تولید کیفیت بالا و قیمت مناسب و معقولانه شروع به کار کرد.
این شغل به جای خیلی بزرگ و دور از دسترس نیاز ندارد و میتوان در محیطی نچندان بزرگ آن را انجام داده و موفق شد. این شغل در نوع خود چون هرروز رو به تنوع و پیشرفت میرود و انواع مختلف لوازم، اختراع و تولید میشود، راحتتر میتوان گرایش به آنها را پیدا کرده و عمل کرد.
اگر بخواهیم تاریخچه کوتاهی از این نوع چادر در ایران بگوییم این چنین است که ابتدا توسط تولید کنندگان مشهدی از نوع خارجی آن کپی برداری شد و به بازار عرضه شده، ولی ناآشنا بود و بعد از آن در تهران، سنندج، کرج و قزوین افرادی شروع به کار کرده و با تنوع دادن به کار، هریک قسمتی از بازار را در دست گرفته و شروع به فعالیت کردند.
دیری نگذشت که چادر های مسافرتی با احجام پایین تر و سبکتر به بازار آمده و هرآنکه توان داشت به آن گرایش پیدا کرده و به آن رو آورد و در حیطه کاری باقی مانده وگرنه از دور
خارج میشود. ولی باید گفت که اگر بخواهیم تنها در این تولید کوچک باقی بمانیم دیری نمیپاید که باید درب کارگاه را بسته و در منزل بنشینیم. چون این نوع چادر در ایران رو به اشباع شدن میرود و دیگر بازار خود را از دست می دهد، ولی با تو لیدهای دیگر که اندکی نام برده شد میتوان کار را تولید و در گرایشهای دیگر این شغل فعالیتی بی پایان داشت، چون نیاز به مسافرت و تفریح هیچگاه از بین نمی رود و مخصوصاً در ایران مردم علاقه زیادی به طبیعت دارند.
در نتیجه با کوشا بودن و فعالیت مؤثر می توانیم در این شغل ماندگار و تأثیر گذار باشیم، و از سود بالای این کار و بازار متنوعش استفاده کنیم. یکی از سودهای این کار، در شخصیت انسان این بوده که افراد و صلایق مختلف در ارتباط بوده و می توانیم استفاده بهینه از این راه را پیدا کنیم.
- مدارس كاردانش بدون درس كار آفريني يعني هيچ.

برای مطالعه مطالب بیشتر به آرشیو مراجعه کنید