افزایش ارزش آفرینی فعالیتهای IT



Click here to enlargeپیتر ویل و جین روس از محققان مرکز پژوهشهای نظامهای اطلاعاتی امریکا (CISR) پس از مطالعه و بررسی فعالیتهای مربوط به هدایت و بکارگیری فناوری اطلاعات در صدها شرکت، توجه به ده اصل زیر را در افزایش ارزش‌آفرینی فعالیتهای مبتنی بر فناوری اطلاعات موثر دانسته‌اند:
▪ طراحی فعالانه سازکار هدایت و اجرا: کسب و کارهای مختلف از شیوه‌های گوناگونی برای این منظور استفاده می‌کنند. این شیوه‌ها معمولا از برآوردن برخی نیازهای اولیه و گاه مقطعی شروع می‌شود، اما مدیریت باید به‌دنبال استقرار نظامی مبتنی بر اهداف اساسی سازمان باشد. برخورد فعالانه مستلزم هدایت امور توسط مدیران ارشد، تخصیص منابع، توجه و پشتیبانی از فرایند است. بازنگری و بهبود منظم، بهره‌گیری از کمترین سازوکارهای موثر ممکن، انسجام در اثربخشی، درک جامع از کارکرد مجموعه و هدایت آن توسط مجموعه کوچکی از افراد که نیازهای کسب و کار را بخوبی می‌شناسند، از دیگر جنبه‌های هدایت و اجرای فعالانه است.
▪ دانستن زمان مناسب طراحی دوباره: بازنگری در ساختار کلی مستلزم فراگیری نقشها و روابط جدید است. یادگیری زمانبر است، لیکن طراحی دوباره نیز بندرت انجام می‌شود. در این زمینه باید به رفتارهایی توجه کرد که باید در چارچوب راهبرد سازمان تغییر کنند. یونیسف از فناوری اطلاعات برای تغییر در عملیات و بهبود تسهیم جهانی، مدیریت اطلاعات، شفافیت و ارتباطات استفاده کرده است که البته، تغییر مزبور جنبه‌های مختلف دیگری را نیز شامل می‌شد که اجرای آن ماهها طول کشید. در این نوع از تغییر، می‌توان از فناوری اطلاعات به‌عنوان مشوقی برای تغییر در دیگر ابعاد سود جست.
▪ درگیر کردن مدیران ارشد: بر اساس بررسیهای انجام شده، بنگاههایی که مدیران ارشدش درگیری بیشتری در امور داشته‌اند، از سازکار هدایتی موثرتری برخوردار بوده‌اند. آنان باید به تصمیمات راهبردی بپردازند و به‌همین ترتیب، مدیران اجرایی نیز در سطوح کمیته‌ها، فرایندهای تایید و تثبیت و نیز بازنگری عملکرد ایفای نقش کنند. همواره باید از ارتباط مناسب سطوح سلسله‌مراتب سازمان با یکدیگر و بویژه توجه مدیران ارشد به اقدامات اطمینان حاصل کرد. اغلب مدیران ارشد علاقه‌مند به ایفای نقش هستند، لیکن نمی‌دانند چه کنند. بهتر است در چارچوب فعالیتهای مربوط به هدایت امور فناوری اطلاعات، نقشهای متناظری برای آنان تعریف و تشریح شود.
▪ تعیین گزینه‌های مناسب: هدایت مناسب، همانند راهبرد مناسب مستلزم اتخاذ گزینه‌هاست. نمی‌توان به‌تمامی اهداف دست یافت، لیکن می‌توان و باید اهداف متضاد را برای بحث و تبادل نظر مشخص کرد. با این‌حال، سبک و سنگین تعداد زیادی از اهداف منجر به پیچیدگی کار می‌شود. با چند اصل ساده و شفاف کسب و کار می‌توان تحلیل مناسبی ارائه کرد و بویژه اصول منعکس‌کننده آنها را در فناوری اطلاعات تعیین کرد. توجه به نیازها و خواسته‌‌های ذی‌نفعان و گروههای مختلف و دست‌یابی به یک اجماع اولیه منجر به تسهیل و رفع تنش بین اهداف خواهد شد.
▪ شفاف کردن فرایند مستثنی‌سازی: استثنائات، وضعیت کنونی و بویژه، معماری فناوری اطلاعات و زیرساخت را به چالش می‌کشد. برخی الزامات مربوط به استثنائات از سبک رفتاری نشات می‌گیرند، ولی بسیاری از آنها از تحقق نیازهای کسب و کار ناشی می‌شوند. سه عنصر اساسی در رویه مستثنی‌سازی عبارت است از: تعریف شفاف فرایند و درک آن توسط همه افراد، دسترسی سریع مدیریت ارشد به اطلاعات مربوط به وضعیت و انطباق استثنائات با معماری کسب و کار و تکمیل فرایند یادگیری سازمانی. استثنائات به‌عنوان سوپاپ اطمینان تلقی می‌شوند و در بسیاری موارد منجر به کاهش فشارها و اعمال سازکارهای موثر در شرایط ویژه می‌شوند.
▪ ایجاد انگیزه‌بخشهای مناسب: باید بین انگیزه‌ها و نظامهای پاداش همسویی لازم را برقرار کرد. بر این‌اساس باید رفتارهای مختلف مورد ملاحظه قرار گیرند. تمامی این موارد نیز باید با اهداف سازمان همسو باشند. از مهمترین موضوعات در این زمینه می‌توان به هم‌افزایی، خودمختاری یا حتی ترکیب واحدهای کسب و کار اشاره کرد. اگر نظام هدایت فناوری اطلاعات بدرستی طراحی شد، ولی هنوز موثر نبود، باید ابتدا به سراغ انگیزه‌ها رفت.
▪ تعیین مالکیت و پاسخگویی نسبت به سازکار هدایتی: هدایت فناوری اطلاعات همچون هر فعالیت دیگر در سازمان باید مالک و پاسخگویی داشته باشد. گروه مربوط باید در زمینه طراحی سازوکار هدایتی، اجرا و عملکرد آن به فعالیت بپردازد. البته، سازوکار هدایتی نباید منفک از دیگر فعالیتهای کلیدی باشد و گروه مزبور نیز نباید فقط به این امر بپردازد. اعتبار، اثربخشی هزینه، وجاهت قانونی، امنیت و چارچوب راهبردی نظام مزبور از اهمیت بسزایی برخوردار است.
▪ طراحی سازکار هدایتی در چندین سطح سازمانی: در شروع باید به تعداد محدودی از راهبردها و اهداف سازمانی در این زمینه توجه کرد. بویژه، چنانچه کسب و کار از بخشهای کاری، واحدهای اجرایی یا جغرافیایی متععدی برخوردار باشد، سازوکارهای هدایتی مجزا ولی مرتبط با هم ضروری است. بهتر است، این یکپارچگی از واحدهای جزئی کسب و کار شروع شود و سپس به کل سازمان تسری یابد.
▪ شفاف‌سازی و آموزش: هر چند انجام کامل این کار با محدودیتهای روبرو است، لیکن توجه به هر یک از آنها منجر به تاثیرگذاری بر دیگری می‌شود. در هر صورت، تحقق آن باعث اعتماد بیشتر به سازوکار هدایتی خواهد شد. از پورتال‌ها و اینترانت می‌توان سازوکارهای مختلف را به ‌هم مرتبط کرد. در این پورتال‌ها، وظایف، ابزارها، مقررات، منابع و محصولات تشریح می‌شود. هر چه فرایند هدایت مبهمتر باشد، تعداد کمتری از افراد از آن پیروی خواهند کرد. مستندسازی مناسب نقش موثری در موفقیت سازکار هدایتی ایفا می‌کند.
▪ بکارگیری سازکار مشترک در شش سرمایه اساسی: در بخشهای اساسی سازمان باید سازگاری و هم‌افزایی لازم را برقرار کرد. به‌عنوان مثال، چنانچه سازمان در بخش فروش از مشتریان وفادار برخوردار باشد، ولی تولید یا تحقیق و توسعه نتوانند محصول مناسبی ارائه کنند، ارزش سازمان سقوط خواهد کرد. همچنین، چنانچه افراد خلاق از طریق اطلاعات و فناوری مناسب تغذیه نشوند، باز انحطاط در انتظار سازمان خواهد بود. هماهنگی و همسویی مزبور نیز باید در راستای نتایج مطلوب قرار گیرد.

هوش مصنوعی چیست ؟


« هوش مصنوعی، دانش ساختن ماشین‌‌ ها یا برنامه‌های هوشمند است. » همانگونه كه از تعریف فوق-كه توسط یكی از بنیانگذاران هوش مصنوعی ارائه شده است- برمی‌آید،حداقل به دو سؤال باید پاسخ داد:
1ـ هوشمندی چیست؟
2ـ برنامه‌های هوشمند، چه نوعی از برنامه‌ها هستند؟تعریف دیگری كه از هوش مصنوعی می‌توان ارائه داد به قرار زیر است:
« هوش مصنوعی، شاخه‌ایست از علم كامپیوتر كه ملزومات محاسباتی اعمالی همچون ادراك (
Perception)، استدلال(reasoning) و یادگیری(learning) را بررسی كرده و سیستمی جهت انجام چنین اعمالی ارائه می‌دهد.»و در نهایت تعریف سوم هوش مصنوعی از قرار زیر است:
«هوش مصنوعی، مطالعه روش‌هایی است برای تبدیل كامپیوتر به ماشینی كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.» به این ترتیب می‌توان دید كه دو تعریف آخر كاملاً دو چیز را در تعریف نخست واضح كرده‌اند.
1ـ منظور از موجود یا ماشین هوشمند چیزی است شبیه انسان.
2ـ ابزار یا ماشینی كه قرار است محمل هوشمندی باشد یا به انسان شبیه شود، كامپیوتر است. هر دوی این نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آیا تنها این نكته كه هوشمندترین موجودی كه می‌شناسیم، انسان است كافی است تا هوشمندی را به تمامی اعمال انسان نسبت دهیم؟ حداقل این نكته كاملاً واضح است كه بعضی جنبه‌های ادراك انسان همچون دیدن و شنیدن كاملاً ضعیف‌تر از موجودات دیگر است. علاوه بر این، كامپیوترهای امروزی با روش‌هایی كاملاً مكانیكی(منطقی) توانسته‌اند در برخی جنبه‌های استدلال، فراتر از توانایی‌های انسان عمل كنند. بدین ترتیب، آیا می‌توان در همین نقطه ادعا كرد كه هوش مصنوعی تنها نوعی دغدغه علمی یا كنجكاوی دانشمندانه است و قابلیت تعمق مهندسی ندارد؟(زیرا اگر مهندسی، یافتن روش‌های بهینه انجام امور باشد، به هیچ رو مشخص نیست كه انسان اعمال خویش را به گونه‌ای بهینه انجام می‌دهد). به این نكته نیز باز خواهیم گشت. اما همین سؤال را می‌توان از سویی دیگر نیز مطرح ساخت، چگونه می‌توان یقین حاصل كرد كه كامپیوترهای امروزین،
بهترین ابزارهای پیاده‌سازی هوشمندی هستند؟
رؤیای طراحان اولیه كامپیوتر از بابیج تا تورینگ، ساختن ماشینی بود كه قادر به حل تمامی مسائل باشد، البته ماشینی كه در نهایت ساخته شد(كامپیوتر) به جز دسته ای خاص از مسائلقادر به حل تمامی مسائل بود. اما نكته در اینجاست كه این «تمامی مسائل» چیست؟ طبیعتاً چون طراحان اولیه كامپیوتر، منطق‌دانان و ریاضیدانان بودند، منظورشان تمامی مسائل منطقی یا محاسباتی بود. بدین ترتیب عجیب نیست، هنگامی كه فون‌نیومان سازنده اولین كامپیوتر، در حال طراحی این ماشین بود، كماكان اعتقاد داشت برای داشتن هوشمندی شبیه به انسان، كلید اصلی، منطق(از نوع به كار رفته در كامپیوتر) نیست، بلكه احتمالاً چیزی خواهد بود شبیه ترمودینامیك!
به هرحال، كامپیوتر تا به حال به چنان درجه‌ای از پیشرفت رسیده و چنان سرمایه‌گذاری عظیمی برروی این ماشین انجام شده است كه به فرض این كه بهترین انتخاب نباشد هم، حداقل سهل‌الوصول‌ترین و ارزان‌ترین و عمومی‌ترین انتخاب برای پیاده‌سازی هوشمندیست.
بنابراین ظاهراً به نظر می‌رسد به جای سرمایه‌گذاری برای ساخت ماشین‌های دیگر هوشمند، می‌توان از كامپیوترهای موجود برای پیاده‌سازی برنامه‌های هوشمند استفاده كرد و اگر چنین شود، باید گفت كه طبیعت هوشمندی ایجاد شده حداقل از لحاظ پیاده‌سازی، كاملاً با طبیعت هوشمندی انسانی متناسب خواهد بود، زیرا هوشمندی انسانی، نوعی هوشمندی بیولوژیك است كه با استفاده از مكانیسم‌های طبیعی ایجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهای منطقی. در برابر تمامی استدلالات فوق می توان این نكته را مورد تاُمل و پرسش قرار داد كه هوشمندی طبیعی تا بدان جایی كه ما سراغ داریم، تنها برمحمل طبیعی و با استفاده از روش های طبیعت ایجاد شده است. طرفداران این دیدگاه تا بدانجا پیش رفته‌اند كه حتی ماده ایجاد كننده هوشمندی را مورد پرسش قرار داده اند، كامپیوتر از سیلیكون استفاده می كند، در حالی كه طبیعت همه جا از كربن سود برده است. مهم تر از همه، این نكته است كه در كامپیوتر، یك واحد كاملاً پیچیده مسئولیت انجام كلیه اعمال هوشمندانه را بعهده دارد، در حالی كه طبیعت در سمت و سویی كاملاً مخالف حركت كرده است. تعداد بسیار زیادی از واحدهای كاملاً ساده (بعنوان مثال از نورون‌های شبكه عصبی) با عملكرد همزمان خود (موازی) رفتار هوشمند را سبب می شوند. بنابراین تقابل هوشمندی مصنوعی و هوشمندی طبیعی حداقل در حال حاضر تقابل پیچیدگی فوق العاده و سادگی فوق العاده است. این مساُله هم اكنون كاملاً به صورت یك جنجال(debate) علمی در جریان است.
در هر حال حتی اگر بپذیریم كه كامپیوتر در نهایت ماشین هوشمند مورد نظر ما نیست، مجبوریم برای شبیه‌سازی هر روش یا ماشین دیگری از آن سود بجوییم.
تاریخ هوش مصنوعی
هوش مصنوعی به خودی خود علمی است كاملاً جوان. در واقع بسیاری شروع هوش مصنوعی را 1950 می‌ دانند زمانی كه آلن تورینگ مقاله دوران‌ساز خود را در باب چگونگی ساخت ماشین هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورینگ مشهور شد) تورینگ درآن مقاله یك روش را برای تشخیص هوشمندی پیشنهاد می‌كرد. این روش بیشتر به یك بازی شبیه بود.
فرض كنید شما در یك سمت یك دیوار (پرده یا هر مانع دیگر) هستید و به صورت تله تایپ باآن سوی دیوار ارتباط دارید و شخصی از آن سوی دیوار از این طریق با شما در تماس است. طبیعتاً یك مكالمه بین شما و شخص آن سوی دیوار می‌تواند صورت پذیرد. حال اگر پس از پایان این مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوی دیوار نه یك شخص بلكه (شما كاملاً از هویت شخص آن سوی دیوار بی‌خبرید) یك ماشین بوده كه پاسخ شما را می‌داده، آن ماشین یك ماشین هوشمند خواهد بود، در غیر این صورت(یعنی در صورتی كه شما در وسط مكالمه به مصنوعی بودن پاسخ پی ببرید) ماشین آن سوی دیوار هوشمند نیست و موفق به گذراندن تست تورینگ نشده است. باید دقت كرد كه تورینگ به دو دلیل كاملاً مهم این نوع از ارتباط(ارتباط متنی به جای صوت) را انتخاب كرد. اول این كه موضوع ادراكی صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و این تست هوشمندی را درگیر مباحث مربوط به دریافت و پردازش صوت نكند و دوم این كه بر جهت دیگری هوش مصنوعی به سمت نوعی از پردازش زبان طبیعی تاكید كند.
در هر حال هر چند تاكنون تلاش‌های متعددی در جهت پیاده سازی تست تورینگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و یا AIML (زبانی برای نوشتن برنامه‌‌‌‌هایی كه قادر به chat كردن اتوماتیك باشند) اما هنوز هیچ ماشینی موفق به گذر از چنین تستی نشده است.
همانگونه كه مشخص است، این تست نیز كماكان دو پیش فرض اساسی را در بردارد:
1ـ نمونه كامل هوشمندی انسان است.
2ـ مهمترین مشخصه هوشمندی توانایی پردازش و درك زبان طبیعی است. درباره نكته اول به تفصیل تا بدین جا سخن گفته ایم؛ اما نكته دوم نیز به خودی خود باید مورد بررسی قرارگیرد. این كه توانایی درك زبان نشانه هوشمندی است تاریخی به قدمت تاریخ فلسفه دارد. از نخستین روزهایی كه به فلسفه(Epistemology) پرداخته شده زبان همیشه در جایگاه نخست فعالیت‌های شناختی قرار داشته است. از یونانیان باستان كه لوگوس را به عنوان زبان و حقیقت یكجا به كار می‌بردند تا فیلسوفان امروزین كه یا زبان را خانه وجود می‌دانند، یا آن را ریشه مسائل فلسفی می‌خوانند؛ زبان، همواره شاُن خود را به عنوان ممتازترین توانایی هوشمندترین موجودات حفظ كرده است. با این ملاحظات می‌توان درك كرد كه چرا آلن تورینگ تنها گذر از این تست متظاهرانه زبانی را شرط دست‌یابی به هوشمندی می‌داند. تست تورینگ اندكی كمتر از نیم‌قرن هوش مصنوعی را تحت تاُثیر قرار داد اما شاید تنها در اواخر قرن گذشته بود كه این مسئله بیش از هر زمان دیگری آشكار شد كه متخصصین هوش مصنوعی به جای حل این مسئله باشكوه ابتدا باید مسائل كم‌اهمیت‌تری همچون درك تصویر (بینایی ماشین) درك صوت و… را حل كنند.به این ترتیب با به محاق رفتن آن هدف اولیه، اینك گرایش‌های جدیدتری در هوش مصنوعی ایجاد شده‌اند. در سال‌های آغازین AI تمركز كاملاً برروی توسعه سیستم‌هایی بود كه بتوانند فعالیت‌های هوشمندانه(البته به زعم آن روز) انسان را مدل كنند، و چون چنین فعالیت‌هایی را در زمینه‌های كاملاً خاصی مانند بازی‌های فكری، انجام فعالیت‌های تخصصی حرف‌های، درك زبان طبیعی، و…. می‌دانستند طبیعتاً به چنین زمینه‌هایی بیشتر پرداخته شد.
در زمینه توسعه بازی‌ها، تا حدی به بازی شطرنج پرداخته شد كه غالباً عده‌ای هوش مصنوعی را با شطرنج همزمان به خاطر می‌آورند. مك‌كارتی كه پیشتر اشاره شد، از بنیان‌گذاران هوش مصنوعی است این روند را آنقدر اغراق‌آمیز می‌داند كه می‌گوید:
«محدود كردن هوش مصنوعی به شطرنج مانند این است كه علم ژنتیك را از زمان داروین تا كنون تنها محدود به پرورش لوبیا كنیم.» به هر حال دستاورد تلاش مهندسین و دانشمندان در طی دهه‌های نخست را می‌توان توسعه تعداد بسیار زیادی سیستم‌های خبره در زمینه‌های مختلف مانند پزشكی عمومی، اورژانس، دندانپزشكی، تعمیرات ماشین،….. توسعه بازی‌های هوشمند، ایجاد مدل‌های شناختی ذهن انسان، توسعه سیستمهای یادگیری،…. دانست. دستاوردی كه به نظر می‌رسد برای علمی با كمتر از نیم قرن سابقه قابل قبول به نظر می‌رسد.


افق‌های هوش مصنوعی در 1943،Mcclutch (روانشناس، فیلسوف و شاعر) و Pitts (ریاضیدان) طی مقاله‌ای، دیده‌های آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسی عصبی را تركیب كردند. ایده اصلی آن مقاله چگونگی انجام اعمال منطقی به وسیله اجزای ساده شبكه عصبی بود. اجزای بسیار ساده (نورون‌ها) این شبكه فقط از این طریق سیگنال های تحریك (exitory) و توقیف (inhibitory) با هم درتماس بودند. این همان چیزی بود كه بعدها دانشمندان كامپیوتر آن را مدارهای (And) و (OR) نامیدند و طراحی اولین كامپیوتر در 1947 توسط فون نیومان عمیقاً از آن الهام می‌گرفت. امروز پس از گذشته نیم‌قرن از كار Mcclutch و Pitts شاید بتوان گفت كه این كار الهام بخش گرایشی كاملاً پویا و نوین در هوش مصنوعی است. پیوندگرایی (Connectionism) هوشمندی را تنها حاصل كار موازی و هم‌زمان و در عین حال تعامل تعداد بسیار زیادی اجزای كاملاً ساده به هم مرتبط می‌داند. شبكه‌های عصبی كه از مدل شبكه عصبی ذهن انسان الهام گرفته‌اند امروزه دارای كاربردهای كاملاً علمی و گسترده تكنولوژیك شده‌اند و كاربرد آن در زمینه‌های متنوعی مانند سیستم‌های كنترلی، رباتیك، تشخیص متون، پردازش تصویر،… مورد بررسی قرار گرفته است.
علاوه بر این كار بر روی توسعه سیستم‌های هوشمند با الهام از طبیعت (هوشمندی‌های ـ غیر از هوشمندی انسان) اكنون از زمینه‌های كاملاً پرطرفدار در هوش مصنوعی است. الگوریتم ژنیتك كه با استفاده از ایده تكامل داروینی و انتخاب طبیعی پیشنهاد شده روش بسیار خوبی برای یافتن پاسخ به مسائل بهینه سازیست. به همین ترتیب روش‌های دیگری نیز مانند استراتژی‌های تكاملی نیز (Evolutionary Algorithms) در این زمینه پیشنهاد شده اند. دراین زمینه هر گوشه‌ای از سازو كار طبیعت كه پاسخ بهینه‌ای را برای مسائل یافته است مورد پژوهش قرار می‌گیرد. زمینه‌هایی چون سیستم امنیتی بدن انسان (Immun System) كه در آن بیشمار الگوی ویروس‌های مهاجم به صورتی هوشمندانه ذخیره می‌شوند و یا روش پیدا كردن كوتاه‌ترین راه به منابع غذا توسط مورچگان (Ant Colony) همگی بیانگر گوشه‌هایی از هوشمندی بیولوژیك هستند. گرایش دیگر هوش مصنوعی بیشتر بر مدل سازی اعمال شناختی تاُكید دارد (مدل سازی نمادین یا سمبولیك) این گرایش چندان خود را به قابلیت تعمق بیولوژیك سیستم‌های ارائه شده مقید نمی‌كند. CASE-BASED REASONING یكی از گرایش‌های فعال در این شاخه می‌باشد. بعنوان مثال روند استدلال توسط یك پزشك هنگام تشخیص یك بیماری كاملاً شبیه به CBR است به این ترتیب كه پزشك در ذهن خود تعداد بسیار زیادی از شواهد بیماری‌های شناخته شده را دارد و تنها باید مشاهدات خود را با نمونه‌های موجود در ذهن خویش تطبیق داده، شبیه‌ترین نمونه را به عنوان بیماری بیابد. به این ترتیب مشخصات، نیازمندی‌ها و توانایی‌های CBR به عنوان یك چارچوب كلی پژوهش در هوش مصنوعی مورد توجه قرارگرفته است.
البته هنگامی كه از گرایش‌های آینده سخن می‌گوییم، هرگز نباید از گرایش‌های تركیبی غفلت كنیم. گرایش‌هایی كه خود را به حركت در چارچوب شناختی یا بیولوژیك یا منطقی محدود نكرده و به تركیبی از آنها می‌اندیشند. شاید بتوان پیش‌بینی كرد كه چنین گرایش‌هایی فرا ساختارهای (Meta –Structure) روانی را براساس عناصر ساده بیولوژیك بنا خواهند كرد.
1- Jon Mccarthy
2-NP-Complete Problems
3-Von Neumen
4-ArtificialIntelligence Markup Language

بخش دووم نقش گروه‌هاي مستقل در آينده‌ي صنعت it

در پست قبلی به چگونگي شكل‌گيري و نحوه‌ي فعاليت‌هاي "گروه ارتباط استراتژيك با تامين‌كنندگان" اشاره شد. در ادامه ديدگاه‌هاي سازمان‌هاي عضو درباره‌ي وجود و فعاليت‌هاي اين گروه بررسي مي‌شود.

برندا دينين، مدير بازاريابي بخش انگليسي شركت IBM، در اين‌باره مي‌گويد:...
"هدف IBM گردآوردن بينش، مهارت و فناوري IT براي كمك به مشتريان و انجام كارهاي شغلي آن­ها است. رايزني با سهام‌داران بزرگ صنعتي در بطن اين هدف قرار دارد. IBM ارزش واقعي ارتباط موثر با مشتري را دريافته است و تاسيس ”گروه ارتباط استراتژيك با مشتري“(SSRG) را گامي نوين براي توسعه‌ي اين رابطه مي‌داند.“

"يان اسميت"، نايب‌ رييس ارشد اوراكل و مدير عامل اوراكل در انگليس، ايرلند و آفريقاي جنوبي، مي‌گويد:...
”تولد اين گروه جديد را تبريك مي‌گويم و اميدوارم SSRG مقدمه‌اي براي ايجاد مجمعي سازنده و سودمند باشد. هم­كاري تنگاتنگ مشتري و تامين‌كننده عامل مهم تضمين‌كننده‌ي موفقيت دايمي پروژه‌هاي IT است.“

"ترودي نوريس گري"، نايب‌رييس و مديرعامل بخش انگليسي مايكروسيستم‌هاي شركت Sun، مي‌گويد:...
”همواره نياز به تغييري اساسي در رابطه‌ي مشتري و تامين‌كننده احساس مي‌شده است. تاسيس اين گروه بسيار دلگرم‌كننده است. SSRG به مصرف‌كنندگان اطمينان مي‌دهد كه به درستي IT را براي سرمايه‌گذاري انتخاب كرده‌اند.“

"آلستار بيكر"، مديرعامل بخش انگليسي مايكروسافت و نايب‌رييس مايكروسافت EMEA، مي‌گويد:...
”ما ورود اين گروه را به دنياي IT تبريك مي‌گوييم. مايكروسافت روابط سودمندي با تعدادي از سازمان‌هاي بنيان‌گذار اين گروه‌ها دارد و در موقعيت مناسب براي دست­يابي به رضايت مشتري و تكامل صنعتIT با آنها مذاكره مي‌كند.“
”تشكيل SSRG مايكروسافت و شركاي ما را قادر مي‌سازد دامنه‌ي فعاليت خود را در بازار انگليس گسترش دهند. ما تلاش مي‌كنيم با اين تالار گفت­وگو و اعضاي آن ارتباط مستمر داشته باشيم.“

"ري تيت‌گامب"، رييس انجمن كاربران كامپيوترهاي‌IBM، مي‌گويد:...
”بخش انجمن كاربران كامپيوترهاي IBM از تاسيس SSRG خرسند است. ما ايجاد اين گروه را به فال نيك مي­گيريم و اميدواريم SSRG محركي باشد براي ارايه‌ي خدمات بهتر تامين‌كنندگان.“
رونان مايلز، رييس كاربران اوراكل در انگليس، مي‌گويد:...
”گروه كاربران انگليسي اوراكل معتقد است كه اعضاي آن، اوراكل و شركت‌هاي طرف قرارداد همه اعضاي يك خانواده‌اند كه موفقيت و شكست هر كدام بر اعضاي ديگر تاثير مي‌گذارد. با تاسيس SSRG امكان تحقق اين انديشه و گسترش عرصه‌ي IT فراهم شده است. با نهادينه شدن اين انديشه شركت‌ها هرچه بيش‌تر به ارزش خدمات IT پي مي‌برند.“
"ديويد ريپون"، مدير مالي SSRG، و رييس سابق BCS Elite مي‌گويد:...
Elite در حقيقت به دنبال ايجاد ارتباطي سازنده و مفيد بين مشتري و تامين‌كننده است، حال SSRG اين نقش را به عهده گرفته است.
"ديويد كليدن"، رييس ائتلاف خيريه‌ي مديران IT، مي‌گويد:...
”گروه ائتلاف خيريه‌ي مديران IT مفتخر است كه در اين مدت يكي از اعضاي فعال SSRG بوده است. اعضاي ما، مديران IT موسسات خيريه‌ي ثبت‌شده، علاقه­مند به داشتن رابطه‌اي سودمند با تامين‌كنندگان فناوري نوين هستند. جان رات، رييس SSRG گزينه‌ي مناسب براي تحقق اين اهداف است.

بخش اول نقش گروه‌هاي مستقل در آينده‌ي صنعت it

نقش گروه‌هاي مستقل در آينده‌ي صنعت it

تاسيس ”گروه ارتباط استراتژيك با تامين‌كنندگان“، سازماني متشكل از 10 گروه از كاربران مستقل، دريچه‌اي جديد به صنعت IT است.

هدف اصلي اين گروه انعكاس مسايل و مشكلات مشتريان به تامين‌كنندگان (براي مثال كيفيت محصولات، مجوزهاي نصب (license) و ...)‌ است.
موسسان اين گروه بر اين اعتقادند كه فرآيند دوسويه‌ي آموزش، راي‌زني و مشكل‌يابي، همكاري دوجانبه‌اي ميان تامين‌كنندگان و سازمان‌هاي مربوط به مصرف‌كنندگان ايجاد مي‌كند و اين همكاري به نوبه‌ي خود بازدهي خدمات IT را افزايش مي‌دهد.
هزينه‌ي فعاليت‌هاي اين سازمان به عهده‌ي اعضاي آن است، به عبارت ديگر اين گروه به طور كامل مستقل از تامين‌كنندگان است. هر كدام از گروه‌هاي داخلي در حوزه‌ي تخصص خود تصميم‌گيري مي‌كنند.
پس از جريان [1]Y2K و توسعه‌ي شركت‌هاي اينترنتي(dotcom) ديدگاه‌هاي افراد و شرايط موجود نسبت به IT تغييرات زيادي كرده است.
بخش ITبراي توليد بازدهي بيش‌تر تحت فشار زيادي قرار دارد. امروزه شركت‌ها پس از درك نيازهاي خود به اين بخش، مطالعات بسياري در اين حوزه آغاز كرده‌اند.
"ري تيت‌كامب"، رييس جامعه‌ي كاربران كامپيوتر IBM و رييس گروه ارتباط استراتژيك با تامين‌كنندگان، مي‌گويد: ” انجمن تامين‌كنندگان خيلي دير به كشف اين دنياي جديد نايل شده است. بيش‌تر تامين‌كنندگان به شراكت مي‌انديشند، اما بيش‌تر مواقع به جاي ايجاد شرايط مساوي، دامنه‌ي فعاليت به دو گروه برنده و بازنده تقسيم مي‌شود، در حالي كه براي دست‌يابي به پيش‌رفت، دو طرف به تعامل نيازمندند.“
عامل محرك و تاثيرگذار تاسيس اين گروه تغيير قوانين license سال 2001 مايكروسافت بود.
شايد عملكرد مايكروسافت (اجبار كاربران به پذيرفتن طرح عضويت) به اندازه‌ي نحوه‌ي انجام آن (تعيين مهلتي چند ماهه براي در نظر گرفتن تغييرات ايجاد شده) اهميت نداشت. مايكروسافت بدون در نظر گرفتن عادلانه بودن اين مهلت و هم‌چنين شرايط موجود، اين قوانين را تصويب كرده بود و بديهي است كه پذيرفتن اين تغييرات ناگهاني چندان آسان نبود.
در واكنش به اين مساله موسسه‌ي مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي، گروه جامعه‌ي نخبگان كامپيوتر انگليس، تالار گفت‌وگوي شركت‌هاي IT و جامعه‌ي مديريتIT نامه‌اي به شركت مايكروسافت نوشتند. مايكروسافت پاسخ اين نامه را در مجله‌ي computerweekly منتشركرد و نتيجه‌ي تمام اين فعاليت‌ها تاخير در اجراي قانون license جديد بود.
پس از اين اتفاق همه‌ي گروه‌هاي سودبرنده نياز به يك گروه حامي مصرف‌كنندگان را براي برخورد با مشكلات مشابه و بازتاب نظر خود به تامين‌كنندگان حس كردند.
Computerweekly در آوريل 2001 با تشكيل يك ميزگرد از 15 گروه مصرف‌كنندگان خدمات رايانه‌اي همكاري خود را با اين جريان اعلام كرد. مدعوين در اين جلسه به بررسي راه‌كارهايي براي تاثير بيش‌تر بر تامين كنندگان پرداختند. اين جلسه مقدمه‌ي تشكيل گروه ارتباط استراتژيك با تامين‌كنندگان بود.
اين گروه اميدوار است به پيش‌رفت‌هاي بيش‌تري در زمينه‌ي ارتباط كاربران و تامين‌كنندگان دست‌پيدا كند.
"پيتر گرشن"، رييس سابق دفتر بازرگاني دولتي، سال‌ها براي ايجاد يك كد عملي مناسب تلاش كرده است.
اكتبر گذشته انجمن توسعه‌دهندگان نرم‌افزاري كدي را براي تضمين استاندارد بالاي محصولات نرم‌افزاري روانه‌ي بازار كرد. بيش از 100 تامين‌كننده كه مايكروسافت و Sage نيز در ميان آن‌ها به چشم مي‌خوردند، اين كد را تاييد كرده بودند.
جامعه‌ي كامپيوتر انگليس و انجمن امنيت كاربران IT مشوق اصلي حرفه‌اي شدن در حوزه‌ي IT هستند.
اين انجمن فرايندي كند و لاك‌پشتي را به سمت بلوغ و رشد طي كرده است. با اين حال از 20 آوريل و شروع به كار رسمي اين گروه، شاهد فعاليت‌هاي مثبت زيادي براي حفظ حقوق مصرف‌كنندگان هستيم.
"مارگارت اسميت"، مدير ارشد اجرايي Connect-OCI (اين بخش به گروه مودر بحث ارتباطي ندارد) مي‌گويد: ”Connect-CIO و اعضاي آن همواره سعي كرده‌اند تاثير مثبتي بر تامين‌كنندگان داشته باشند. البته وجود يك سازمان بزرگ‌تر مي‌تواند به معناي گامي موثرتر در اين عرصه باشد.“

خداحافظ لپ تاپ

خداحافظ لپ تاپ -

آيا ميتونيد حدس بزنيد اين چيه ؟

[تصویر:
 1259559300.jpg]

دقيفتر نگاه كنيد و حدس بزنيد چي ميتونه باشه

[تصویر:
 1259504553.jpg]


فكر مي كنيد اينها خودكارهاي دوربين دار هستند؟

نه اينطور نيست

[تصویر:
 1259551015.jpg]


هيچ حدس ديگه اي نداريد؟

فكرتون به هيچ جا قد نميده؟

خوب پس زياد منتظرتون نميگذاريم

آقايون و خانمها! تبريك ميگم...!

شما به تكنولوژي آينده مينگريد... بله، درسته!

شما فقط چيزي رو داريد مي بينيد كه در آينده، جايگزين كامپيوترهاي شخصي شما خواهد شد


ببينيد چطور كار ميكنند :

[تصویر:
 1259537709.jpg]

در فرآيند كوچك كردن اندازه كامپيوترها، دانشمندان با استفاده از روش بلوتوث پيشرفت قابل ملاحظه اي كرده اند، شما ميتوانيد اين محصول جديد را كه به زودي عرضه خواهد شد، در جيبتان گذاشته و جابجا كنيد.

[تصویر:
 1259502954.jpg]

اين آ«ابزار قلميآ»، هم صفحه نمايشگر و هم صفحه كليد را براي شما بر روي يك سطح صاف در جايي كه ميخواهيد كار خود را انجام دهيد بوجود مي آورد تا بتوانيد بطور خيلي معمولي با كامپيوتر خود كار كنيد


[تصویر:
 1259557444.jpg]

حالا با اين تفاسير ديگه بايد گفت :

خداحافظ لپ تاپ

البته باید بگم تا 12 قرن دیگه به ایران میرسه