forex



فارکس چیست ؟
فاركس بازار تبادل ارز هاست. بازار فارکس از لحاظ حجم معاملات برزگترین بازار مالي دنیا محسوب می شود. اين بازار در مكان خاصي متمركز نشده است بلكه بانك ها و مؤسسات بزرگ در سراسر دنيا در طول شبانه روز در اين بازار فعاليت مي كنند. در واقع بازار فاركس شبكه اي متشكل از بانك ها، كارگزاران (Brokers ) و معامله گرانی است كه از طریق تلفن و اینترنت در سراسر دنیا به انجام معاملات ارزي اشتغال دارند.
در بازار فارکس ارزها بصورت جفتی معامله می شوند مانند EUR/USD که برابری یورو به دلار آمريكا می باشد. در اين بازار معمولآ نقل و انتقال ارز انجام نمی شود بلکه معاملات بصورت بدهکار و بستانکار شدن حساب معامله گران, کارگزاران و بانک ها انجام می شود. تا اواخر قرن بیستم معامله در این بازار تنها به بانک ها و موسسات بزرگ مالی اختصاص داشت که به منظور حفظ ارزش دارائی ها و کسب سود در این بازار اقدام به خرید و فروش ارزهای مختلف می کردند. اما امروزه با گسترش ارتباطات امکان حضور در این بازار برای موسسات و شرکت های کوچک و حتی افراد حقیقی نیز فراهم شده است.
کارگزاران بازار فارکس با تمام مراکز مالی دنیا در ارتباط می باشند و با تعطیلی هر یک، ارتباط کارگزار با مراکز مالی دیگر که در ابتدای صبح فعالیت خود را آغاز کرده اند برقرار می شود. از این رو بر خلاف بازارهای سنتی, در بازار فارکس هیچگونه محدودیت زمانی برای خرید و فروش در طول شبانه روز وجود ندارد. به عبارتی عدم وجود يک مکان فيزيکي, بازار فارکس را به يک بازار 24 ساعته تبديل کرده که با بازگشايي هر يک از مراکز مالي دنيا پيش مي رود. بزرگ ترين و مهم ترين مرکز مالي بازار ارز لندن است و بعد از آن بازارهاي ارزي نيويورک و توکيو قرار دارند. در ساير مراکز مالي معاملات کوچک تري صورت مي گيرد. جدول ذيل ساعات بازگشائی و خاتمه فعاليت روزانه مراكز مهم جهانی را نشان ميدهد.

بيش از 85% معاملات روزانه بازار فارکس در مقابل دلار آمریکا انجام می شود. علاوه بر آن در سایر بازار ها مانند بازار فلزات گران بها, سهام, کالا و انرژی نیز اکثر معاملات بر مبنای دلار انجام می شود.
اولین قدم برای آغاز فعالیت در بازار فارکس انتخاب یک کارگزار است. كارگزار بازار فارکس واسطه بین بازار و معامله گران می باشند. مکانیزم انجام معاملات بدین صورت است که معامله گران از طریق نرم افزاری که کارگزار در اختیار آنها قرار می دهد, سفارش خود را به کارگزار منتقل می کند و کارگزار موظف به انجام آن می باشد. برخلاف بازارهای سنتی که معامله بايد با خريد آغاز و با فروش پايان يابد در بازار ارز جهاني معامله را هم با فروش و هم با خريد مي توان آغاز کرد. بدين مفهوم که مي توان يک ارز را در قيمت بالاتر فروخت و پس ازکاهش قيمت همان ارز را خريد.


اصطلاحات و مفاهيم اوليه :
  • ضریب اهرمی (LEVERAGE)
    حد اکثر ضریب اعتباری که بروکر برای انجام معاملات در اختیار شما قرار میدهد لوریج یا ضریب اهرمی می باشد . لوریج بروکر ها معمولآ بین 100 تا 500 است . به عنوان مثال اگر شما با بروکری که لوریج آن 200 است یک حساب 5000 دلاری افتتاح کنید میتوانيد حداکثر تا 5,000$ * 200 = 1,000,000$ که معادل 10 لات استاندارد (در برابری های مستقیم Direct ) است وارد معاملات شوید .
    این حداکثر لاتیج برای انجام معامله است اما انجام چنین معامله ای از لحاظ مدیریت ریسک به هیچ وجه صحیح نمی باشد و ممکن است با یک حرکت بازار در خلاف جهت پیش بینی شده، تمام سرمایه از بین برود !! در واقع امکان استفاده از لوریج اگر آگاهانه و منطقی و محاسبه شده مورد استفاده قرار نگیرد موجب زیان های سنگین خواهد شد.
  • واحد نوسانات قیمت (PIP)
    کوچکترين واحد ارزي مي باشد که برای اعلام تغييرات دو ارز استفاده مي شود. براي مثال اگر قیمت خرید و فروش دلار آمريکا يا يورو در حال حاضر معادل 1.2560 باشد و به مقدار 2 پيپ افزايش پيدا کند، در اين صورت مقدار آن 1.2562 خواهد شد.
  • Margin
    مبلغ اوليه مورد نیاز به هنگام ورود به يک پوزيشن میباشد. مارجين ضمانتي براي حسن انجام کار مي باشد. میزان مارجین مورد نیاز برای انجام هر معامله به سه عامل سایز پوزیشن, لوریج بروکر و ارز پایه (ارز اول در برابری) بستگی دارد.
    مارجين هر پوزيشن بلافاصله با بسته شدن آن پوزيشن آزاد مي گردد. مارجین بر مبنای ارز پایه محاسبه میشود .
    مثال 1 :
    فرض کنید شما اقدام به خرید یک لات USDCHF کرده اید . بنابراین سایز معامله شما 100,000 دلار آمریکا (طرف اول) میباشد . اگر لوریج بروکر شما 100 باشد مارجین مورد نیاز برای انجام این معامله 100,000$ /100 = 1,000$ میباشد .
    در مثال بالا اگر لوریج بروکر 500 باشد مقدار مارجین 100,000$ /500 = 200$ خواهد بود . مثال 2 : شما اقدام به خرید یک لات EURUSD کرده اید . بنابراین سایز معامله شما 100,000 یورو (طرف اول) میباشد . از آنجا که حساب شما بر حسب دلار آمریکا افتتاح شده باید 100,000 یورو به دلار تبدیل شود تا مقدار مارجین مشخص شود .
    اگر نرخ برابری EURUSD در حال حاضر 1.2558 باشد
    100,000(eur) = 1.2558 * 100,000(usd) = 125,580 $
    با لوریج 100 مارجین مورد نیاز برای انجام این معامله
    Margin = 125,580$ / 100 = 1,255.8
  • Balance
    مجموع پول واریز شده توسط شما و سود و زیان پوزیشن های بسته شده میباشد .
  • Equity
    برابر است با بالانس حساب + سود و زیان پوزیشن های باز.
    اگر شما در حسابتان پوزیشن باز نداشته باشید بالانس و برابری (equity) حساب شما با هم برابر خواهند بود .
    در واقع Equity حساب شما نشان میدهد اگر شما همه پوزیشن های باز را ببندید موجودی کل شما چند دلار خواهد بود .
  • Free Margin
    سرمایه آزاد شما را نشان میدهد. به عبارتی Free Margin کل پولی که شما میتوانید با آن معامله کنید میباشد.
    اگر Margin پوزیشن های باز را از Equity کم کنیم مقدار Free Margin حاصل میشود. Free Margin نشان دهنده ميزان سرمايه آزاد براي انجام معاملات جديد است.
مكانيسم انجام معاملات
همانطور که مي دانيد در بازار سهام عمليات خريد و فروش از طريق کارگزاران انجام مي شود. در واقع کارگزاران سفارشات مشتري را انجام مي دهند و بابت حق العمل خود کميسيون دريافت مي کنند .
در بازار فارکس هم به همين منوال است يعني کارگزاران از طريق شبکه هاي الکترونيکي به بانک ها متصل مي شوند و در هر لحظه نرخ هاي ارز را از بانک هاي مختلف جمع آوري مي کنند و سپس از طريق نرم افزار اختصاصي معامله که در اختيار مشتريان خود قرارداده اند نرخ هاي ارز را بواسطه شبکه اينترنت به نرم افزار فوق الذکر ارسال مي نمايند.
مشتريان نيز سفارشات خود را از طريق همان نرم افزار به کارگزار مربوطه ارائه مي کنند البته استفاده از تلفن براي انجام این عملیات امکان پذير است اما معمول نیست.
سفارش مشتري شامل چهار جزء مي باشد: نوع ارز، قيمت، تعيين خريد يا فروش و سايز معامله.
بر اساس همين چهار متغير کارگزار اقدام مي کند. ولي کارگزاران بازار ارز همانند کارگزاران بازار سهام کميسيون دريافت نمي کنند بلکه اختلاف قيمت خريد و فروش به عنوان درآمد آنها محسوب مي شود. براي انجام معاملات ارزي مشتري بايد با يک کارگزار قرارداد بسته و مبلغي را به عنوان سپرده در بانکي که کارگزار مشخص مي کند، سپرده گزاري کند. اين سپرده به عنوان پشتوانه انجام معاملات مي باشد و به نام خود مشتري تحت تصرف او مي باشد. سپس کارگزار نام کاربري و رمز ورود به حساب را به مشتري ميدهد تا بوسيله آنها مشتري بتواند از طريق نرم افزاري که در اختيارش قرار گرفته از طريق شبکه اينترنت به حساب شخصي خود دسترسي پيدا کند و به انجام مبادلات ارزي مبادرت ورزد و هر گونه تغييري که در اثر انجام معاملات ارزي حاصل مي شود را به طور آني در حساب خود ملاحظه نمايد.
یک واقعیت بسیار مهم!
يكي از واقعيت هاي بازار بازنده بودن اكثر معامله گران كم تجربه است. در واقع موفقيت در بازار فاركس كاري نيست كه هر كسي از عهده آن برآيد. توفيق بلند مدت در اين بازار نياز به تمرين، صبر، مطالعه مداوم، پشتوانه مالي مناسب و صرف وقت و دقت زياد دارد.
بنابراين سرمايه گزاري در اين بازار را به كساني كه تجربه فعاليت و سرمايه گزاري در بازار هاي High Risk را ندارند توصيه نمي كنيم. با توجه به این واقعیت بدینوسیله اعلام می داریم که مسئولیت تمام تصمیمات شما برعهده خود شما می باشد و سایت Forex.co.ir هیچ مسئولیتی در قبال عدم تحقق اهداف مالی و زیان احتمالی شما برعهده نمی گیرد

لغت نامه فارکس





حساب , به اصل حساب افتتاح شده نزد یک بانک یا کارگزار گفته میشود .
Account
شایعات و شنیده هایی که در بازار به سرعت گسترش می یابد .
Anecdotal
اظهاریه , مربوط بهاظهاریه بعد از نشست کمیته های تصمیم گیرنده بانکهای مرکزی در مورد نرخ بهره ودیگر مسائل مالی .
Announcement
پیش بینی مربوط به پیش بینی قیمت توسط تحلیل گران
Anticipation
ارزش یافتن , افزایش نرخ یک ارز در مقابلارز دیگر
Appreciation
دارائی ها , به مجموع دارائیهای نقدی یا غیر نقدی یک شخص یا موسسه گفته میشود
Assets
حراج , به حراجی یک کالا , سهام و یا ملک گفته میشود
Auction
میانگین , متوسط
Average
موازنه تعادل , اشاره به بالانس حساب بعد ازبسته شدن تمامی معاملات فعال دارد .
Balance
ورشکستگی , اشاره به اعلام ورشکستگی اشخاص , موسسات یا شرکتها دارد .
Bankruptcy
نمودار بار , نوعی از نمودار همراه با قیمت بالا, پایین و فعلی در بازه مشخص زمانی .
Bar chart
پوینت پایه , کوچکترین واحد تغییرات نرخ بهره.
Basis
خرس , اشاره به روند نزولی در نمودارهای قیمت ارز , کالا و سهام دارد .
Bear
بازاری که روند کلی آن در یک بازه زمانی نزولی باشد .
Bearish market
به نرخ و ارزش یک واحد از سبد سهام موجود در هر بازار بورس سهام گفته میشود .
Benchmark
نرخ خرید یک ارز , کالا یا سهام توسط خریدار ( بازار ساز یا کارگزار ) یا بالاترین قیمت ممکنه برای فروش یک محصول تجاری توسط معامله گر .
Bid
نام اختصاری برای بانک مرکزی انگلستان .
BOE Bank Of England
شرکتی مستقل در بازار سهام شیکاگو که تمامی معاملات انجام شده در این مرکز توسط آنها به تایید نهایی رسیده و گارانتی میشود .
Board of Trade Clearing Corporation
کارگزار , واسطه بین مشتری ( معامله گر ) و بازار فارکس
Broker
کمیسیون دریافتی کارگزار از معامله گران در ازای انجام یک سفارش
Brokerage Fee
بودجه , اشاره به کسری بودجه برخی کشورها
Budget Deficit
گاو نر , اشاره به روند افزایشی در نمودار قیمت .
Bullish Market
خرید , اشاره به خرید ارز, کالا و یا سهام .
Buy
پوند انگلستان , اصطلاحی برای پوند انگلستان دربازار فارکس .
Cable
تقویم , مربوط به تقویم زمانبندی انتشار شاخصهای اقتصادی
Calendar Economic
میزان درصدی بهره وری از کل ظرفیتهر واحد تولیدی
Capacity Utilization
سرمایه , اصل سرمایه ابتدایی نزد سرمایه گزار
Capita
نقد , پول نقد
Cash
بانک مرکزی
Central Bank
کنفدراسیون صنعت بریتانیا
OF Biritish Industry CBI Confedration
نمودار قیمت ارز , کالا یا سهام
Chart
سرویس نمودارهای قیمت که توسط برخی نرم افزار های معامله ارائه میشود
Charting Tool
مشتری , سرویس گیرنده از بانک ,کارگزار و یا هر مرکز مالی دیگر
Client
وضعیت اقلیمی , اشاره به شاخصهای مربوط به وضعیت تجاری هر کشور
Climate Business
آخرین قیمت پرداخت شده برای یک ارز کالا یا سهام
Closing Price
بازرگانی , تجاری
Commercial
اجازه عضویت و معامله کالا توسط اشخاص مستقل در بورس شیکاگو
COM membership
حق العمل , کمیسیون دریافتی در ازای انجام سفارش خرید و فروش
Commission Fee
کالا , به کالاهای قابل معامله در بازارهای جهانی گفته میشود ( نفت, طلا, نقره و.. )
Commodity
مقایسه یک ارز با ارز دیگر
Comparison
اعتماد , رضایت و اطمینان . اشاره به شاخص رضایت مصرف کنندگان .
Confidence
اجماع اکثریت . اشاره به پیش بینی اکثریت معامله گران در بازار
Consensus
تسلیت , دلداری. اشاره به رفتارهای پس از ضرر در بین معامله گران .
Consolation
مصرف کننده
Consumer
اقلیمی , قاره ای , اشاره به تاثیر یک رویداد اقتصادی یا سیاسی در بعد فیزیکی آن
Continental
کنوانسیون , نشست یک شورای همکاری های اقتصادی یا سیاسی
Convention
تقارب , هم گرایی دو خط به یکدیگر. اشاره به الگوی کانورژانس در نمودار قیمت
Convergence
کارت اعتباری , خرجکرد قبل از پرداخت بوسیله کارت های مغناطیسی
Credit Card
به جفتهای ارزی گفته میشود که شامل دلار امریکا ( USD ) نباشد .
Cross Pairs
ارز , اصطلاحی برای پول خارجی
Currency
نفت خام
Crude Oil
مشتری
Customer
کارت بدهکاری , کارتهایی که تنها به میزان موجودی قابل استفاده میباشند
Debit Card
دهه , به یک دوره ده ساله در کارنامه یک شرکت یا موسسه مالی گفته میشود
Decade
کاهش , به کاهش نرخ یک ارز, کالا یا سهام در مقایسه با قیمتهای قبلی گفته میشود
Decline
کاهش عمومی قیمتها در مقایسه با سال گذشته ( مخالف تورم )
Deflation
کسری , اشاره به کسری بودجه ناشی از کسری صادرات نسبت به واردات
Deficit
تحویل , اصطلاحی است که به تحویل ارز ,کالا یا سهام خریداری شده در تاریخ تعیین شده درآینده در بازار Future اشاره میکند
Delivery
تقاضا , مربوط به اصل عرضه و تقاضا
Demand
سپرده ,سرمایه نقدی سپرده شده نزد بانک یا کارگزار توسط معامله گر
Deposit
کاهش ارزش , کاهش نرخ یک ارز در مقابل ارز دیگر
Depreciation
بدهی , بدهی و تعهدات مالی اشخاص ,موسسات یا دولتها
Dept
واگرایی , افتراق . به دورشدن دو خط درنمودار قیمت
Divergence
مستند , اسناد ارائه شده موسسات وشرکتها
Documentary
داخلی , محلی , اشاره به بازارهای مصرف و تولیدات داخلی هر کشور
Domestic
تردید , شک .
Doubt
حواله, برات
Draft
بادوام , پای
Durable
بادوام , پایدار , کالاهای با عمر بیش از 3 سال ( اتومبیل , یخچال , تلویزیون و ..)
Durable Goods
سود , سود بردن
Earning
بانک مرکزی اتحادیه اروپا
ECB European Central Bank
اقتصادی ,صرفه جویانه
Economical
کارفرمایی
Employee
اشتغال
Employment
سیستم مالی و پولی اتحادیه اروپا
EMS European Monetary System
اتحادیه پولی اروپا ( منطقه یورو )
EMU European Monetary Union
انرژی , اشاره به بحث نفت و تاثیرات آن بر بازارهای مالی دارد
Energy
قیمت در حالتیکه میزان عرضه با تقاضا برای یک محصول تجاری برابرگردد
Equilibrium Price
واحد پول اتحادیه پولی اروپا ( 12 کشور )
Euro
گواهی , شهادتنامه . اشاره به گواهی مجمع مرکزی بورس در صورت استعلام
Evidence
متجاوز شدن , بالغ شدن از... اشاره به رکورد جدیدی از قیمت یا تولیذ کالا
Exceed
نرخ تبدیل دو ارز نسبت به یکدیگر
Exchange Rate
انتظارات , انتظارات معامله گران در مورد نرخ یک ارز , کالا یا سهام
Expectation
به تاریخ به پایان رسیدن مدت یک قرارداد در بازار Future گفته میشود
Expiration Date
صادرات , به مجموع صادرات کالا و خدمات گفته میشود
Export
سقوط , اشاره به سقوط قیمت یک ارز نسبت به دوره قبلی
Fall
خزانه داری فدرال ایالات متحده امریکا
Federal ( Fed ) Reserve
دارایی , مالی , بخشی از تجارت که به مدیریت دارایی و سرمایه میپردازد
Financial
نرخ تبادلات ارزی شناور
FloatingExchange Rate
نوسان , بالا و پایین رفتن نرخ در یک بازه زمانی
Fluctuation
کمیته مرکزی بازار و بانک مرکزی ایالات متحده امریکا که به تصمیم گیری در مورد نرخ بهره میپردازند
FOMC Federal Open Market Committee
پیش بینی , پیش بینی نرخ ارز, کالا یا سهام توسط تحلیل گران Foreign - خارجی
Forecast
بازار تبادلات خارجی
Foreign Exchange FX
به قراردادی اطلاق میگردد که زمان تحویل آن در آینده باشد
Forward Contract
سرمایه , پول سرمایه گذاری شده در یک حساب جهت معامله
Fund
مکتب تحلیل اخبار و رویدادها در اقتصاد
Fundamental
بازاری که قرارداد ها در آن بر اساس ماهیت تحویل در آینده انجام میشود
Future market
واحد سنجش سرعت تغییرات قیمت در بازار Future
Gamma
تولید ناخالص داخلی
GDP Gross Domestic Product
اصطلاحی برای دلار امریکا در بازار فارکس
Green back
سود ناخالص , سود حاصله قبل از کسر مالیات یا کمیسیون
Gross Profit
قفل کردن میزان سود و ضرر
Hedging
بالاترین قیمت ثبت شده در یک بازه زمانی مشخص
High
پرش های شدید و ناگهانی قیمت
Hike
مالک حساب ( در فارکس یا یک حساب بانکی عادی )
Holder Account
رکورد , عدم جریان نقدینگی در یک بازار مشخص
Illiquidity
درآمد , مجموع درآمد های هر شخص , شرکت یا موسسه مالی
Income
خسارت دیدن ,تحمل خسارت توسط شرکتهای بیمه
Incur
شاخص
Index
نشانگر ,اندیکاتور
Indicator
شاخصها , مترادف Index
Indices
صنعت
Industry
تورم , افزایش عمومی قیمت کالاها و خدمات نسبت به سال گذشته
Inflation

مدیریت ریسک و سرمایه در بازار های مالی




بسیاری از معامله گران بازار با وجود تسلط بر مباحث تکنیکی و بنیادی و با داشتن استراتژی کارآمد, همچنان قادر به کسب سود و حتی حفظ سرمایه در بلند مدت نمی باشند. اصلی ترین علت شکست این معامله گران در صحبت های آنان نهفته است . در شرایطی که متوسط سود سالانه حرفه ای ترین معامله گران دنیا معمولآ کمتر از 100% می باشد, معامله گران آماتور از دو یا چند برابر کردن سرمایه در یک ماه صحبت می کنند!! در صحبت بسیاری از این معامله گران تجربه چند ماهه از موفقیت های رویایی مرتبآ شنیده می شود با این حال در نهایت سرنوشتی جز از دست دادن تمام سرمایه نداشته اند.
این تجربه هر روز و هر روز برای معامله گران تازه کار و حتی بسیاری از کهنه کاران بازار اتفاق می افتد و در این بین وحشتناک ترین اتفاق این است که بازندگان بازار علت شکست خود را تنها یک اشتباه می دانند و با خود عهد می کنند که در سرمایه گزاری بعدی آن اشتباه را مرتکب نخواهند شد غافل از اینکه بازار هر روز درس تازه ای به بازیگران خود می دهد. یک اشتباه در تعیین حد زیان, انتشار یک خبر غیر منتظره, اشکال فنی کامپیوتر یا اینترنت, عدم اجرای دستورات توسط بروکر و . . . دلایلی هستند که معامله گران غیر حرفه ای در توجیه شکست خود دارند. این مشکلات و اشتباهات برای معامله گران حرفه ای و موفق نیز پیش آمده است. نه فقط یک بار, بلکه به دفعات. در عین حال آنها هرگز متحمل زیان سنگین و جبران ناپذیر نمی شوند زیرا همواره با در نظر گرفتن بدترین اتفاقات اقدام به سرمایه گزاری و معامله می کنند. تفاوت اصلی معامله گران حرفه ای و آماتور در دیدگاه آنان نسبت به بازار و تنظیم ریسک و بازده مورد انتظار می باشد. معامله گران تازه کار که معمولآ تجربیات موفقی در حساب های مجازی داشته اند, با سرمایه ای اندک وارد بازار حقیقی می شوند و برای دسترسی به بازده زیادی که انتظار دارند, به انجام معاملاتی با حجم سنگین می پردازند و متاسفانه با کوچکترین نوسان نامطلوب بازار, همه سرمایه خود را از دست می دهند. این در حالیست که معامله گر حرفه ای با مدیریت سرمایه و ریسک, در یک برنامه بلند مدت اهداف خود را دنبال می کند. به عبارتی می توان گفت که مرز موفقیت و شکست در هر نوع سرمایه گزاری تسلط بر دانش مدیریت سرمایه و ریسک است. مدیریت سرمایه بزرگترین هنر معامله گران حرفه ای برای کسب حداکثر سود با کمترین ریسک ممکن است. در ساده ترین بیان مدیریت سرمایه مشخص کننده سایز معاملات با توجه به حجم سرمایه, درصد ریسک قابل قبول و حد زیان می باشد.
Lots = Equity * Risk / (Stop Loss * PV)
PV = Pip Value (در هر لات ارزش هر پیپ )
یکی از اشتباهات رایج در مبحث مدیریت ریسک تعیین حد زیان با توجه به سایز پوزیشن می باشد. به عنوان مثال معامله گر A اقدام به خریدEURUSD با سایز 1 لات می کند و حد اکثر زیان احتمالی را 200$ در نظر می گیرد. این شخص بناچار می بایست Stop Loss را با فاصله 20 پیپ تنظیم کند. به عبارتی حد زیان با توجه به سایز پوزیشن تعیین شده است که اشتباه است.
در مقابل معامله گر B ابتدا به بررسی دقیق شرایط بازار می پردازد و حد زیان مناسب را 50 پیپ تشخیص می دهد. سپس سایز مناسب را بگونه ای تنظیم می کند که حد اکثر زیان با Stop Loss 50 پیپی بیش از 200$ نباشد.
بنابراین Stop Loss بر اساس شرایط بازار تعیین می شود سپس حجم معاملات بر اساس Stop Loss و میزان ریسک محاسبه می شود.
مثال: بعد از بررسی شرایط بازار, موقعیت مناسبی برای خرید USDCHF با حد زیان 70 پیپ بدست می آوریم. اگر میزان سرمایه 3000 دلار باشد برای اینکه در صورت زیان بیش از 2% سرمایه از بین نرود, سایز پوزیشن حد اکثر باید چند لات در نظر گرفته شود؟
Lots = Equity * Risk / (Stop Loss * PV)
PV = (در هر لات ارزش هر پیپ ) = 8.8
Lots = ( 3000 * 2%) / (70 * 8.8) = 0.0 9
بنابراین اگر سایز پوزیشن 0.09 لات در نظر گرفته شود در صورت زیان 70 پیپی تنها 55.44 دلار (کمتر از 2 درصد) از سرمایه را از دست داده ایم.
اساسی ترین بحث مدیریت سرمایه تعیین میزان ریسک در هر معامله است. قبل از انجام معاملات باید بدانیم در صورت زیان حد اکثر چند در صد سرمایه خود را از دست می دهیم. برای بدست آوردن حداکثر ریسک در هر معامله به توصیه بزرگان بازار و محاسبات ساده ریاضی رجوع می کنیم. معامله گری را در نظر بگیرید که با سرمایه اولیه 1000$ وارد بازار شده و موجودی وی با از دست دادن 20% سرمایه به 800 دلار رسیده است. این معامله گر برای جبران زیان می بایست به میزان 25% از موجودی 800 دلاری کسب سود کند تا به نقطه اول برسد.
با همین استدلال می توان گفت معامله گری که 50% از سرمایه خود را از دست می دهد برای جبران باید 100% سود بگیرد که کار ساده ای نیست. در جدول زیر مشخص شده است که برای جبران هر درصدی از زیان چند درصد سود لازم است.
با توجه به جدول مقابل نتیجه می گیریم که هرچه ریسک سرمایه گزاری بالاتر باشد در صورت زیان احتمال جبران آن کمتر خواهد بود. از این رو بنظر می رسد جبران زیانی در حد 30% حساب بسیار دشوار باشد.
بنابراین ریسک هر معامله باید بگونه ای تنظیم شود که با چندین زیان پشت سرهم حداکثر کاهش سرمایه بیش از 25 یا 30 درصد نباشد. در زندگی شغلی یک معامله گر حتی 15 زیان پی در پی (با سود های اندک در بین آنها) اتفاقی دور از انتظار نیست. بنابراین سایز هر پوزیشن باید بگونه ای تعیین شود که حد اکثر زیان آن بیش از 2% از موجودی نباشد.
بررسی پرفورمنس کاری از دید مدیریت سرمایه
در ابتدا لازم است با ذکر یک مثال مفهوم Draw Down را تشریح می کنیم. Draw Down یا به اختصار DD بزرگترین فاصله بین ماکزیموم نسبی موجودی حساب (Equity ) تا کمترین کف بعد از آن می باشد. به زبان ساده تر DD بزرگترین حرکت برگشتی نمودار Equity می باشد.
فرض کنید یک حساب 10000 دلاری بعد از مدتی به 11433 دلار رسیده باشد. سپس با چندین زیان متوالی موجودی به 10546 دلار کاهش پیدا کند.
فاصله بین 11433 تا 10546 همان DD است که برحسب درصد 7.7% می باشد. میزان واقعی ریسک یک استراتژی و مدیریت سرمایه مربوط به آن می بایست توسط DD سنجیده شود نه سود یا زیان انتهای دوره.
یک راه مناسب برای بررسی پرفورمنس یک حساب محاسبه Reward to Risk است.
Reward to Riskنسبت بازده به DD می باشد. همانطور که در شکل بالا ملاحظه می کنید موجودی حساب در انتهای دوره به 11800 دلار رسیده است (18% سود). این درصد مشخص کننده Reward یا بازده است. بنابراین Reward to Risk این پرفورمنس معادل :
Reward to Risk = Reward / DD = 18% / 7.7 % = 2.3
است. بزرگتر بودن این عدد نشان دهنده قوی تر و کم ریسک تر بودن پرفورمنس است. Reward to Risk کمتر از 1.5 بد و Reward to Risk بالاتر از 2 قابل قبول می باشد.
Stop Loss
یکی از برتری های معامله گران موفق نسبت به معامله گران ناموفق در نحوه برخورد آنها با شرایط نامطلوب بازار است. هنگامی که قیمت برخلاف جهت پوزیشن ما حرکت می کند اگر به موقع از بازار خارج شویم, نه تنها از گسترش زیان جلوگیری کرده ایم بلکه در صورت مناسب بودن شرایط جدید می توان در جهت مناسب اقدام به معامله کرده و احتمالآ زیان پوزیشن قبل را جبران کنیم. بسیاری از معامله گران تازه کار و کم تجربه معمولآ بصورت احساسی و بدون در نظر گرفتن قواعد انجام یک معامله موفق تصمیم گیری می کنند. بنابراین هرگز تمایلی به بستن یک پوزیشن با زیان ندارند. در شرایطی که متوسط سود این معامله گران معمولآ کمتر از 20 پیپ می باشد, در پرفورمنس کاری آنها زیان های بزرگتر از 200 پیپ نیز دیده می شود. می توان نتیجه گرفت که یک پوزیشن زیان ده سود 10 پوزیشن سود ده را از بین می برد. برای جلوگیری از گسترش زیان احتمالی می بایست بعد از فراهم بودن شرایط مناسب برای انجام معامله و قبل از اقدام به آن, حد زیان(Stop Loss ) مناسب را پیدا کنیم. Stop Loss نقطه ای است که در صورت رسیدن قیمت به آن نقطه, پوزیشن بدون هیچ گونه شک و تردید و چون و چرا بسته می شود. گاهی ممکن است بعد از رسیدن قیمت به Stop Loss و بسته شدن پوزیشن بلافاصله روند حرکت به نفع معامله گر تغییر کند. معامله گر آماتور از اینکه برای پوزیشن خود حد زیان تعیین کرده ابراز پشیمانی می کند و احتمالآ در آینده چنین کاری نخواهد کرد. اما معامله گر منطقی و با تجربه به بررسی علت و ضعف استراتژی معاملاتی خود در تعیین نقطه ورود و خروج مناسب می پردازد.
خروج از بازار هنگام رسیدن قیمت به حد زیان در واقع یک حرکت مصلحتی برای جلوگیری از گسترش زیان و
کسب آمادگی برای ورود مجدد در شرایط مناسب می باشد. تعیین حد زیان به معامله گر این اعتماد به نفس را می دهد که امکان مقابله با هر اتفاق نا مطلوبی در محیط بازار وجود دارد. لذا بدون هیچگونه ترس و تردیدی از تمام شرایط مناسب بازار بهره مند می شود.این در حالیست که معامله گر بی تجربه و نا آگاه همواره با اضطراب و ناراحتی در انتظار برگشت قیمت به نفع خود است.
یکی از بزرگترین اشتباهات تغییر حد زیان بدون دلیل فنی و منطقی است بدین ترتیب که با نزدیک شدن قیمت به حد زیان معامله گر اقدام به گسترش یا حذف حد زیان می کند و منتظر کمتر شدن یا از بین رفتن زیان می ماند. با وجود اینکه ممکن است در مواردی این حرکت موجب جبران یا کمتر شدن زیان شود اما در بلند مدت نتیجه ای جز ازبین رفتن برنامه و استراتژی کاری نخواهد داشت.
حال این سوال مطرح می شود که چگونه حد زیان مناسب را تعیین کنیم؟
حد زیان مناسب نقطه است که در صورت رسیدن قیمت به آن نقطه احتمال ادامه حرکت بیشتر از بازگشت آن باشد. به عنوان مثال در شکل زیر قصد داریم در جهت روند اقدام به معامله کنیم.
کف کانال صعودی می تواند نقطه ورود مناسبی برای خرید باشد. همانطور که در شکل 1 مشاهده می کنید حد زیان پائین تر از کانال قرار گرفته است بطوریکه اگر قیمت به حد زیان برسد, کانال صعودی Break Out شده و احتمال ادامه حرکت نزولی از برگشت قیمت, بیشتر خواهد بود. لذا در مثال فوق حد زیان مناسبی برای پوزیشن خرید در نظر گرفته شده است. شکل زیر که ادامه نوسانات شکل 1 می باشد, بخوبی نشان می دهد که با برخورد قیمت به حد زیان روند نزولی ادامه پیدا کرده است.


پوزیشن مثال فوق با حدود 50 پیپ زیان بسته شده است اما در صورت عدم تعیین حد زیاد, متحمل زیان حدود 200 پیپ می شدیم.
روش های مختلفی برای تعین حد زیان وجود دارد. یکی از کاربردی ترین روش ها در نظر گرفتن ساپورت یا رزیستنس می باشد. مثلآ در پوزیشن فروش ابتدا می بایست رزیستنس کلیدی را در نظر بگیریم و حد زیان را اندکی بالاتر از آن قرار دهیم. زیرا شکسته شدن رزیستنس کلیدی اخطار بسیار مهمی برای ادامه حرکت صعودی می باشد. اینکه حد زیان پوزیشن ها چند پیپ باید باشد کاملآ به شرایط پوزیشن وابسته است. طبیعتآ معاملات بلند مدت تر به حد زیان بزرگتری نیاز دارند تا با نوسانات کوتاه مدت بازار بسته نشوند.
باید بدانیم که هرگز قادر به کنترل نوسانات بازار نخواهیم بود بنابراین برای موفقیت می بایست کنترل رفتار و تفکرات خود را بدست بگیریم و پیروی از اصول و قواعد بازی را به ضمیر ناخودآگاهمان القا کنیم. یکی از این اصول پیدا کردن نقطه مناسب برای قرار دارن حد زیان و سپس محاسبه سایزمعاملات( متناسب با حد زیان و میزان ریسک) می باشد.
ارتباط بین میزان حد زیان و حد سود مسئله مهمی است که می بایست بدقت مورد توجه قرار گیرد. معمولآ به اشتباه پيشنهاد می شود در معاملاتی وارد شویم که حد سود از حد زیان بزرگتر باشد تا نسبت Reward to Risk پوزیشن بزرگتر از یک باشد اما باید احتمال وقوع هر کدام را نیز درنظر بگیریم. مثلآ اگر حد زیان هر پوزیشن 2% از سرمایه و حد سود 1% باشد, در شرایطی که احتمال وقوع سود نسبت به احتمال وقوع زیان, 3 به 1 باشد با محاسبات آماری بعد از 100 معامله رشدی معادل 27% سرمایه خواهیم داشت.
با بزرگتر کردن Stop Loss احتمال برخورد به آن کمتر می شود اما در صورت وقوع می تواند زیان زیادی ایجاد کند. بنابراین باید تعادلی بین حد زیان بالا و حد زیان پائین پیدا کنیم. برای مثبت بودن روند معاملات باید
احتمال برخورد حد سود * مقدار حد سود > احتمال برخورد حد زیان * مقدار حد زیان
برقرار باشد.
کوچکتر بودن حد زیان با ثابت نگهداشتن احتمال وقوع آن تاثیر فوق العاده ای در پرفورمنس بلند مدت خواهد داشت. دقت در پیدا کردن نقطه ورود مناسب به کمتر شدن زیان احتمالی کمک می کند.
مثال : در شکل روند حرکت را صعودی میدانیم لذا اقدام به خرید خواهیم کرد. همانطور که مشاهده می کنید حد زیان شکل سمت چپ دو برابر حد زیان شکل سمت راست می باشد. این در حالیست که حد زیان در نقطه ثابتی قرار دارد. به عبارتی کم شدن حد زیان نه بواسطه تغییر نقطه خروج بلکه بواسطه تغییر نقطه ورود اتفاق افتاده است. کاملآ واضح است که قرار دادن نقطه ورود در اطراف ساپورت یا رزیستنس کلیدی موجب کمتر شدن زیان بدون افزایش احتمال وقوع آن می شود.

   واگرائی در اوسیلاتورها

واگرائی در اوسیلاتورها
به شکل زیر توجه کنید:




همانطور که ملاحظه میکنید خط واصل از A1 به A2 صعودی است اما در اوسیلاتور (RSI) روند خط واصل دونقطه متناظر با A1 و A2 کاملآ نزولی دیده میشود. در این شرایط واگرایی منفی بوجود آمده است.
با توجه به روند بازار واگرایی ممکن است به دو صورت مثبت و منفی ایجاد شود. واگرایی مثبت در انتهای روند نزولی اتفاق می افتد و برعکس.
در واگرایی مثبت دو نقطه Low که نقطه دوم پایین تر از نقطه اول است تشکیل میشود. در صورتی که اوسیلاتور بطور صحیح تنظیم شده باشد متناظر با هر کدام از نقاط Low درنمودار قیمت یک نقطه Low درنمودار اوسیلاتور دیده میشود. اگر نقطه Low دوم در نمودار اوسیلاتور بالا تر از نقطه Low اول باشد (برخلاف قیمت ) واگرایی مثبت اتفاق افتاده است.

واگرایی مثبت نشانه قدرتمندی برای پایان روند نزولی میباشد و در صورت تایید با سایر ابزار ها میتوان اقدام به خرید کرد.
همانطور که میدانید برای رسم ترند لاین در روند صعودی نقاط Low و در روند نزولی نقاط High به هم متصل میشوند . برای تعین واگرایی شرایط کاملآ متفاوت است. بطوریکه در تعیین واگرایی مثبت (در روند نزولی) نقاط Low را به هم وصل میکنیم در تعیین واگرایی منفی (در روند صعودی) باید نقاط High را به هم وصل کنیم.
دقت داشته باشید که برای تشکیل یک واگرایی نیاز با 2 نقطه اکسترمم( 2 نقطه ماکزیموم یا دو نقطه مینیموم) در قیمت و دو نقطه اکسترمم در اسیلاتور داریم. در شکل زیر به خطوط قرمز رنگ توجه کنید . نقاط اکسترمم در نمودار قیمت و اسیلاتور در زمان های مشابه اتفاق افتاده است به عبارتی این نقاط در نمودار قیمت و اوسیلاتور با یکدیگر متناظر می باشند.

علامت قرمز رنگ نقطه ورود مناسب را نشان میدهد. ملاحظه میکنید که در نمودار قیمت یک کندل صعودی شکل گرفته و نقطه مینیموم کامل شده است.
در این روش استاپ لاس کمی پایین تر از نقطه Low دوم (پایین ترین نقطه در روند نزولی ) که با خط سفید رنگ مشخص شده قرار میگیرد.
یکی از مزیت های سیگنال های واگرائی بالا بودن نسبت سود به زیان است. مزیت دیگر این روش اخطار سریع پایان روند می باشد. واگرائی ها بسیار سریع تر از سایر ابزار های تکنیکال پایان یک روند قدرتمند را به معامله گر اخطار می دهند. واگرائی منفی در انتهای یک روند صعودی و واگرائی مثبت در انتهای یک روند نزولی شکل می گیرد. بنابراین وجود یک روند نسبتآ قوی اولین شرط تشکیل واگرائی می باشد.

تائید سیگنال واگرائی :
برای تائید سیگنال های واگرائی از چند روش می توان اقدام کرد . از جمله بررسی واگرائی در اوسیلاتورهای دیگر.
به عنوان مثال می توان صحت واگرائی را در اوسیلاتور MACD , RSI و Momentum بررسی و در صورتی که واگرائی در هر سه اوسیلاتور تائید شده بود اقدام به معامله کرد.
شکسته شدن یا Break Out خط روند نیز به عنوان تائیدی بر صحت واگرائی در نظر گرفته می شود. به عنوان مثال در شکل زیر شکسته شدن ترند لاین صعودی تائیدی بر واگرائی منفی و آغاز حرکت نزولی می باشد.


گاهی ترند لاین رسم شده در زمان تشکیل واگرائی به نمودار قیمت بسیار نزدیک است. در این شرایط بهتر
است بجای شکسته شدن ترند لاین, شکسته شدن نقطه پیک بین دو نقطه مشخص کننده واگرائی را به عنوان تائید واگرائی در نظر بگیریم. مانند شکل زیر که شکسته شدن خط افقی آبی رنگ به عنوان تائید واگرائی در نظر گرفته می شود نه شکسته شدن ترند لاین قرمز رنگ!

یکی از نکات مهم در تحلیل سیگنال های واگرائی بررسی تایم فریم های مختلف است. باید توجه داشته باشیم که هرگز نباید در خلاف جهت سیگنال های صادر شده در تایم فریم های بلند مدت اقدام به معامله کنبم. به عنوان مثال اگر در تایم فریم روزانه واگرائی مثبت تائید شده باشد, بهتر است سیگنال های واگرائی منفی در تایم فریم های پائین تر را نادیده بگیریم و تحت هیچ شرایطی اقدام به فروش نکنیم.
برای تشخیص سریع واگرائی در اوسیلاتور های مختلف میتوانید از ابزار های معرفی شده در قسمت Divergence_Package استفاده کنید.